{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

His favorite friend

His favorite friend
Part 3

ویو ات:

20 دقیقه بعد..

هرجور بود با شوخی خنده غدا رو خوردیم و اعضا به سمت دستشویی رفته بودن تا مسواک بزنن؛

بعد از اون هم تو قسمت اتاقهای استایلیت ها نشسته بودن تا استایل و میکاپ شون انجام بشه.

کوک همینجوری که در حال درست کردن موهاش بودن مشغول ریپست کردن ادیتا تو اینستاگرم بود،

همینجوری کنارش ایستاده بودم و تماشاش میکردم
که یهو برگشت گفت:

چیه یک ربع زل زدی بهم!

لب زدم:
داشتم فکر میکردم چقد خر شانسی که منو داری😂

که یهو چشاشو چرخوند و دوباره رفت تو گوشی.

از حرکت یهویی عصبانی شدم و گفتم:
یاااااااا ازت تعریف کردم چه بیشعوری هستیااااا

_از من تعریف کردی یا خودت؟

تووووو ااااسکللل

_بیا برو خودشیفته، داری تایمم رو میگیری

بعد از این حرفش یکم خورد تو اعصابم، انگشت فحشمو براش بالا آوردم و از سالن زدم بیرون، و گوشیم و روشن کردم که یهو متوجه شدم امروز به یکی از بچه ها قول باشگاه داده بودم!

هینی بلند کشیدم و دنبال کیفم گشتم و سریع وارد سالن میکاپ شدم و به کوک گفتم:

باید برم امروز نمیتونم کنسرت رو ببینم، بعدا دوباره بهت سر میززززنم!

اونم فقط یک اوکیی گفت و منم با بدو بدو از پشت صحنه دور شدم...

ادامه دارد..
دیدگاه ها (۶)

بانو ویژه حمایت ششهههه! @asas.w

His favorite friend Part4ویو ات:بعد از کارای باشگاه حدودا سا...

His favorite friendPart 2ویو ات: از وقتی راه افتادم تقریبا ی...

His favorite friendPart 1ویو ات: صدای آلارم گوشیم بلند شد هو...

هزار و یک شب پارت ۶(روز عروسی)ویو شهرزاد لیا دوستم اومدخونمو...

🎀تکپارتی🎀

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط