{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

پارت اول

پارت اول


امروز من از مدرسه ی قبلیم انتقالی گرفتم ، آها راستی خودمو معرفی نکردم ، من ا/ت هستم یه آدمی که اگر عصبانی بشه بشدت خطرناک میشه ولی در غیر این صورت مهربونم
من در مدرسه ی قبلیم زیاد دعوا کردم و کتک کاری کردم برای همین انتقالی گرفتم به مدرسه ی جدید
کلی فکر و خیال داخل ذهنم هست « بنظرم مدرسه یه باحالی ، اگر اذیتم کنند چی ؟ ، اصلا همکلاسی هایم چه جور آدم هایی هستند ؟ و..... »
وقتی وارد مدرسه شدم از کسی که پشت میز بود پرسیدم
ـ ببخشید ، بخش ای کجا میشه ؟
ژنه برام چشم قره رفت و گفت
+ زیر زمین 😒
منم چشم قره رفتم و از اونجا دور شدم ،
وقتی وارد شدم اونجا خیلی کثیف و بهم ریخته بود ، چندش بود ، بعد از چند دقیقه به یه کلاسی رسیدم ، چندتا پسر اونجا بودن که داشتن حرف میزدند ، یکی از اونا که خیلی جذاب بود اومد سمت من & روش کراش زدم & خم شد و در گوشم زمزمه کرد
# اینجا چیکار میکنی؟
من گیج شده بود و طوری زمزمه کرد که لرزه به اندامم انداخت
ـ ه..هیچی ... من انتقالی گرفتم به بخش ای....
# فکر کنم به زودی فرار خواهی کرد
ـ ...
دیدگاه ها (۰)

چیزی نگفتم ولی کلی حرف در ذهنم بود با سرعت زیاد از اونجا دور...

(پارت سه)بلند شد و کاغذ رو انداخت سطل اشغال .. همه تعجب کرده...

(فیک )قلدر مدرسه ... خلاصه درباره ی دختری که انتقالی میگیره ...

(پارت هفت)مرده دستشو گذاشت زیر چونم...دستش رو گرفتم و پیچوند...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط