{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

(Just a game?)

(Just a game?)
Part6

کتابخونه خالی نبود بچه های دیگه هم اونجا بودن روی صندلی نشستم کتابم گزاشتم جلوم

نمی‌دونم چقدر گذشته بود که کتابخونه خلوت تر شده بود دیگه خسته شده بودم کتابی که برای کتابخونه بودم برداشتم به طرفه قفسه رفتم هرچی روی انگشتام وایسادم بازم دستم نمی‌رسید همینجوری درحال تلاش بودم که گرمای کسی پشتم حس کردم یه دست اومد جلوم و کتاب برداشت گزاشت داخل قفسه
برگشتم ببینم کیه که با جونگکوک روبه‌رو شدم
ـ سلام کوچولو بلاخره اومدی مدرسه
+کوچولو؟!
ـ آره دیگه

فکر کنم این آدم نشده
+من کوچولو نیستم
ـ باشه کوچولو
چشم غره‌ای براش رفتم از کنارش رد شدم سمت کیفم رفتم برداشتمش
ـ میخوای بری؟
+به تو چه تو چرا امروز گیر دادی به من
ـ من که همیشه به تو گیر میدم
+خدایا
بهش توجهی نکردم رفتم
ـ هی
+ها
ـ چته وحشی درست جوابم بده
+داری میری رو مخمم
ـ از خداتم باشه همه آرزوشونه برم رو مخشون
+آرزوی من یکی نیست
برگشتم برم که دستم گرفت با شک به دستم نگاه کردم که متوجه شد و ولش کرد
ـ فردا یه پارتی تو خونم گرفتم همه دعوتن توهم بیا
چیزی نگفتم رفتم که صدای دادش شنیدم
ـ اینو به عنوان جواب مثبت در نظر می‌گیرم
فکر کنم واقعا دیوونه شده تو چند روز از این رو به اون رو شد!






#فیک #jungkook #namjoon #jhope #jimin #suga #jin #teahyung #fike #bts
دیدگاه ها (۱۸)

(Just a game?)Part7با صدای زنگ گوشیم از خواب پریدم مامانم بو...

(Just a game?)Part8دیگه نزدیکای شب بود با جنا آماده شدیم +جو...

(Just a game?)Part5+بریم و جلوتر از من رفت منم پشت سرش می‌رف...

(Just a game?)Part4ویو مایاحالم اصلا خوب نبود وقتی فهمیدم پد...

پزشک ما پارت ۴

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط