{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

پنجشنبه ای رفته بودیم باغ عموی مامانم پسر خاله کوچیکم کلا

پنجشنبه ای رفته بودیم باغ عموی مامانم پسر خاله کوچیکم کلاس چهارم ئه بهم گفت طاعون برگشته گفتم می‌دونم با یه حالت خونسرد بیخیال گفتم که از پرسید نمیترسی گفتم من هم چهره ی واقعیشو دیدم هم بدتر طاعون دیدم فقط نمی‌خوام بمیرم که اونم یه روزی خودش اتفاق میوفته



خلاصه که برا اون هوایی که نمیدونن طاعون گل گلاب برگشته 😃😃


دایناسور برگشت طاعون برگشت ولی هنوز زامبی ها حمله نکردن 😃💔💔💔💔
دیدگاه ها (۲)

سناریو:مرگ پنهان/پارت آخر**نویسنده**سه ماه از مرگ ایزوکو می‌...

P48

فک و فامیله داریم جدید به بابام می گم 30 تومن پول بده می گ...

*still with me*PT5

خوندن این داستان که راجب من هست دلبخواهیه و اجباری نیست

پارت 16 رمان عشق ابدی (این قسمت از زبون لیلی هستش)**یک ماه گ...

همیشگی من

رمان ترگل و کیانقسمت6#kosarjooonخونواده هامون بکشه . میفهمی ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط