وای بر من ه به هر لحظه تو را می بینم

وای بر من كه به هر لحظه تو را می‌ بینم
ای غم حسرت رویای شب شیرینم

بی‌ تفاوت ز دل منتظرم می‌ گذری
نمک شور تو بر زخم دل چركینم

تو برو ای دل بی‌ رحم ولی هیچ نخند
كه پس از خنده‌ ی تو بر همگان بدبینم

بخت بد چشم تو را داشته یا سینه‌دی من
كه شدی تلخ‌ ترین خاطره‌ ی دیرینم...



بی‌ وفایی كه مداوم ز غمت می‌ سوزم
غمگساری كه ز یادت بدهی تسكینم

شب و روز من اگر غرق نیایش باشد
گوشه‌ ی چشم تو كافی‌ ست گره در دینم

من اگر بار دگر آدم و چشمت چون سیب
به خدا بار دگر باز تو را می‌ چینم...

#خاصترین
دیدگاه ها (۱)

آرزویی که بنا نیست محقّق بشودمیتواند که همان حسرتِ مطلق بشود...

پشت چشمان تو ماهی خواب دریا دیده استیا که دریا روی پلک چشم ت...

آفرین بر تو که مستانه غزل می خوانی به خدا خوب و صمیمانه غزل ...

کاش می شد قفل دلتنگی شکستکاش می شد درب تاریکی گسستکاش می شد ...

چنان به کوی تو آسوده از بهشت برینمکه در ضمیر نیامد خیال حوری...

چنان به کوی تو آسوده از بهشت برینمکه در ضمیر نیامد خیال حوری...

به مژگان سیه کردی هزاران رخنه در دینمبیا کز چشم بیمارت هزارا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط