{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

نام فیک عشقنفرت

نام فیک: عشق/نفرت
Part: 58
_باشه پس گفتن این موضوع هم با شما
÷خب الان چیکار کنیم؟
_من میگم که بهش زنگ بزنم نظرتون چیه؟
÷نه بنظر من بهتره اول شکایت کنیم بعدش شما بهش زنگ بزنید اونوقت راحت ردش رو میزنن
_اره اینم فکر خوبیه
÷پس من ترتیبشو میدم، شما برید خونه پیش مارا من کارا رو انجام میدم
_ممنونم
تهیونگ از اونجا اومد بیرون و به سمت خونه رفت.
وقتی که رسید خونه صدای گریه های مارا و دلداری دادنای یونا رو میشنید.
داخل خونه شد، آ جین بغل مادرش بود مارا هم توی بغل یونا داشت گریه میکرد. به طرف مارا رفت، تا مارا دیدش گفت:
+چیشد؟ پیداش کردی؟
_نه یکم طول میکشه*اروم
+چی؟ یعنی چی طول میکشه میفهمی جین هو رو دزدیدن*گریه
&اخه عزیز من جین هو فقط پسر تو نبوده که پسر تهیونگ هم بوده اونم حالش خوب نیست کارا رو سپردیم به یون سوک حلش میکنه چند روز صبر کن
+صبر کنم؟ چجوری؟ *گریه
تهیونگ رفت و مارا رو بغل کرد*
_اروم باش قول میدم پیداش کنم*موهاش رو نوازش میکرد*
یونا آ جین رو برد بالا توی اتاقش و خوابوندنش با این اوضاع و احوال تصمیم گرفت اونجا باشه تا جین هو پیدا بشه، با این وضعیت مارا و تهیونگ کسی حواسش به آ جین نیست پس تصمیم گرفت بیشتر بخاطر آ جین وایسته.
×پسرم تو به کسی شک نداری؟
_من..من..راستش دارم به یون سوک گفتم اونم گفته حلش میکنه
+به کی شک داری بگو*یقه ی تهیونگ رو گرفت
_مارا..
+میگم به کی شک داری؟ *یکم بلند
+بگو برم دم خونشون شاید اونجا باشه بگو*گریه
مشت میزد به سینه ی تهیونگ*
_من همه چی رو به یون سوک گفتم اون گفته حل میکنه فقط یکم باید صبر کنیم همین..*اروم
×پاشید بریم غذا بخوریم رنگ و روی برات نمونده دختر
+نه من نمیتونم چیزی بخورم*گریه
_عشقم انقد گریه نکن باید یچیزی بخوری یا نه؟ پاشو پاشو نمیشه که اینجوری*بلندش کرد
یونا از پله ها داشت میومد پایین که مادر تهیونگ گفت:
×به آ جین بگو بیاد شام بخوریم
&خوابیده
×بیدارش کن خب
&اخه بزور خوابوندمش خیلی حالش بد بود
یونا به سمت در رفت*
+کجا میری؟
&برم خونه..اگر بزارید ی چند روزی بیام اینجا حواسم به آ جین باشه
_اوکی پس برو وسایلت رو بیار
×بیا اول شامت رو بخور بعد برو
&نه وایمیستم با آ جین میخورم وقتی بیدار شد
×باشه



ᰔᩚامیدوارم خوشتون بیادᰔᩚ
دیدگاه ها (۰)

نام فیک: عشق/نفرتPart: 59یونا رفت خونش و وسایلش رو جمع کرد و...

نام فیک: عشق/نفرتPart: 60پارت اخرهایجین جین هو رو بغل کرد و ...

نام فیک: عشق/نفرتPart: 57آ جین که درد پاش رو فراموش کرد و به...

نام فیک: عشق/نفرتPart: 56~دو هفته بعد~امروز مارا دلشوره شدید...

نام فیک: عشق/نفرتPart: 30+نمیشه من همه جا رو گشتم نبود_گفتم ...

نام فیک: عشق/نفرتPart: 51⊏به شوهرتون یکم نزدیک بشید*رو به ما...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط