{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

نام فیک عشقنفرت

نام فیک: عشق/نفرت
Part: 60
پارت اخر
هایجین جین هو رو بغل کرد و ساکش رو گذاشت داخل تاکسی و سوار تاکسی شد.
به فرودگاه که رسیدن هایجین ماسکشو زد و کلاهشم سرش کرد و بچه و کامل پوشوند، ساکش رو برداشت و به داخل فرودگاه رفت.
نوبت بهترین رسید که بلیط و پاسپورت رو نشون بده، همین که نشون داد سریع بهش گفتن که باید به جای بازرسی بره و بعدش میتونه به پروازش برسه.
هایجین کش کرد اما با امید اینکه قضیه ای نیست به سمت بازرسی پلیس رفت. تا در رو باز کرد با تهیونگ رو به رو شد.
_سلام*لبخند
تا خواست برگرده یون سوک جلوش رو گرفت.
÷نچ نچ شما دستگیرید خانم*جدی
☆به چه دلیل؟
یون سوک کلاه و ماسکش رو از روی صورت هایجین برداشت و گفت:
÷دیدید حدسم درست بود*پوزخند
_بچه رو بده*جدی
☆نمیدم*محکم گرفتش
÷بچه رو بده وگرنه پلیسا بزور ازت میگیرن*جدی
☆نمیدم*میخواست بره
همین که میخواست بره پلیسا جلوش رو گرفتن و بزور بچه رو ازش گرفتن و بردنش بازداشتگاه.
تهیونگ با یون سوک و جین هو برگشت خونه تا زنگ در رو زد بلافاصله مارا در رو باز کرد و با دیدن جین هو، اون رو به اغوش گرفت.
_دیدی گفتم زود برش میگردونم
+ممنونم*اروم
€داداشششش*از پله ها سریع اومد پایین
جین هو از دوییدن خواهرش خندش گرفت.
&بالاخره این دوتا هم رابطشون خوب شد*خنده
€بله داداشیی خودمه*لبخند
÷مارا باید حرف بزنیم..
+امم باشه*جین هو رو داد بغل تهیونگ
مارا و یون سوک رفتن بالا توی اتاق مارا.
مارا نشست روی تخت و یون سوک هم کنارش نشست و نگاش کرد و گفت:
÷میخوای چیکار کنی؟
+چیو؟
÷تهیونگ..
+تهیونگ چی؟
÷میخوای رابطتت رو باهاش سردتر کنی؟
+نه*سرشو انداخت پایین
÷پس از امروز به بعد باهاش مثل قبل باش
+سخته..
÷مارا میخوای فرار کنی باز؟ اونم با دوتا بچه؟ تقصیره هایجین بوده به تهیونگ چه ربطی داره؟
+میدونم ولی اون یواشکی رفته دیدنش و..
÷بهتره دیگه این بحث رو تمومش کنید. تهیونگ دوستت داره توهم دوستش داری پس سر این موضوع بیخودی بین خودتون فاصله نندازید
+اون حتی نیومد بهم بگه گفت تو بهم بگی.. حداقل باید خودش میگفت*ناراحت
÷احساساتت رو درک میکنم اما اون نمیتونست توی چشمات نگاه کنه و اون حرفا،رو بزنه پس بهتره دیگه اشتی کنی..
+من قهر نکردم اما اوکی تموم میکنم این بحث رو*بلند شد
یون سوک لبخند زد و همراه مارا رفتن پایین.

...

~فلش بک به چند سال بعد~
مارا و تهیونگ با آ جین و جین هو زندگی خوبی رو داشتن بدون دردسری.. البته توی هر زندگی دردسری وجود داره اما خب همش توی قسمت بد زندگی قرار نیست بمونه و روزای خوبش هم میاد..
کی میدونه شاید باز هم قراره اتفاقاتی براشون بیافته؟



{The END}


ᰔᩚامیدوارم خوشتون بیادᰔᩚ
دیدگاه ها (۶)

نام فیک: مافیا جذاب منژانر: مافیایی/خشن/عاشقانهفصل: ۱شخصیت ه...

نام فیک: مافیا جذاب منChapter: 1Part: 1بهش زنگ زدن و گفتن که...

نام فیک: عشق/نفرتPart: 59یونا رفت خونش و وسایلش رو جمع کرد و...

نام فیک: عشق/نفرتPart: 58_باشه پس گفتن این موضوع هم با شما÷خ...

نام فیک: عشق/نفرتPart: 47غذا اماده شد. ۲۰ مین دیگه یونا و یو...

نام فیک: عشق/نفرتPart: 47غذا اماده شد. ۲۰ مین دیگه یونا و یو...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط