{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

گاهی به نقطه‌ای می‌رسی که انگار هیچ چیز دیگر رنگِ قبل را

گاهی به نقطه‌ای می‌رسی که انگار هیچ چیز دیگر رنگِ قبل را ندارد. همان کارهایی که روزی خوشحالت می‌کرد، حالا فقط تکرار بی‌حسِ گذشته‌اند. می‌خندی، اما تهِ دلت خالی است. می‌روی، می‌آیی، می‌نشینی، ولی انگار هیچ‌چیز نمی‌چسبد.
دیدگاه ها (۹)

گاهی حماقت فقط نادانی نیست؛ لجاجتی است که انسان را از دیدنِ ...

غمِ مرگِ هم‌وطنان فقط از دست دادنِ چند نام نیست؛ خاموش شدنِ ...

گاهی آدم نه از ضعیف بودن، بلکه از بیش از حد قوی بودن خسته می...

چرا کسی نگران از دست دادنت نیست ؟؟!

بعضی دلتنگی‌ها اسم ندارند...بی‌صدا می‌آیند،در تمامِ وجودت ری...

افسانه‌ی خون و گل قسمت ۲۲: اولین نگاهِ سردجونگ‌کوک چشماش رو ...

پارت هجدهم بارون گرفته بود. رزا کنار پنجره نشسته بود، یه فنج...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط