پارت۵۳
نامجون: یعنی من قاتل بچه خودمم؟
ا.ت:حالا میشه ولم کنید میخوام برم
نامجون:گفتم هیچ گورستونی نمیری(عریده)ا.ت:باشه داد نزن(بغض)
نامجون به پسرا علامت داد که ا.ت رو ببرن تو اتاق
جیمین:ا.ت بیا بریم تو اتاق
ا.ت:من جای نمیام
جیمین:ا.ت بیا بریم
نامجون:ا.ت بلند شو
ا.ت:من بل.....
که نامجون رفت سمته ا.ت و ا.ت رو بیهوش کرد و برآید بغلش کرد
ویو نامجون
ا.ت بلند نمیشد منم چاره ای نداشتم و اون دستمالی که دارو بیهوشی رو بهش زده بودم رو گذاشتم رو دهنش بعد برآید بغلش کردم رفتم تبقه بالا ا.ت رو گذاشتم رو تخت و سرم رو فرو کردم تو گردنش
بچه ها الان یه پارت دیگه میزارم ولی بقیه پارت هارو بعد تر میزارم
ا.ت:حالا میشه ولم کنید میخوام برم
نامجون:گفتم هیچ گورستونی نمیری(عریده)ا.ت:باشه داد نزن(بغض)
نامجون به پسرا علامت داد که ا.ت رو ببرن تو اتاق
جیمین:ا.ت بیا بریم تو اتاق
ا.ت:من جای نمیام
جیمین:ا.ت بیا بریم
نامجون:ا.ت بلند شو
ا.ت:من بل.....
که نامجون رفت سمته ا.ت و ا.ت رو بیهوش کرد و برآید بغلش کرد
ویو نامجون
ا.ت بلند نمیشد منم چاره ای نداشتم و اون دستمالی که دارو بیهوشی رو بهش زده بودم رو گذاشتم رو دهنش بعد برآید بغلش کردم رفتم تبقه بالا ا.ت رو گذاشتم رو تخت و سرم رو فرو کردم تو گردنش
بچه ها الان یه پارت دیگه میزارم ولی بقیه پارت هارو بعد تر میزارم
- ۲.۴k
- ۰۱ آبان ۱۴۰۴
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط