پارت۵۲

چشمام رو بستم و بوش میکردم من چرا نفهمیده بودم که چقدر دلم برای این بو تنگ شده بود چشمام رو باز کردم با دیدن کبودی روی گردن ا.ت خونم به جوش اومد
یعنی ا.ت دوست پسر داره؟
ولش کردم رفتم برون و در رو قفل کردم به جیهوپ گفتم بمونه پیش ا.ت و با بقیه اعضا رفتیم سمت اسکله تا محلوله ها رو تحویل بگیریمویو ا.ت

چشمام رو باز کردم دیدم تو اتاق نامجون بودم رفتم در رو باز کنم در قفل بود هی داد میزدم که یهو در باز شد
جیهوپ بود

جیهوپ:ا.ت آروم باش آرامش خودت رو حفظ کن

ا.ت:جیهوپ بزار برم قول میدم که چیزی به کسی نمیگم که گذاشتی برم

جیهوپ:ا.ت تو نمیدونی وقتی رفتی نامجون چقدر. شب ها گریه میکرد

ا.ت:


میدونم این دو پارت کم شده ولی دو پارت دیگه بیشتر مینویسم
دیدگاه ها (۰)

پارت۵۳

پارت ۵۴

پارت۵۱

پارت۵۰

هرزه ی حکومتی پارت ۵ بیدار شدم...تو اتاق بودم رفتم سمت در دس...

هرزه ی حکومتی پارت ۴ که جیمین و جیهوپ...دستاشون و گذاشتن روی...

هرزه ی حکومتی پارت ۱ویو ا/ت با صدای آلارم گوشیم بیدار شدم با...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط