پارت ۵۴

ا.ت:یعنی نامجون واقعا گریه کرده؟

جیهوپ:اره خوب اونم دل داره تو نمیخوای اون رو ببخشی؟

ا.ت:منم دلم براش تنگ شده ولی اون یه من عتماد نکرد
جیهوپ:یکم خودت رو بزار جای نامجون تو اون لحظه می‌تونستی فکر کنی

ا.ت:حق با تو وقتی برگشت بهش میگم

جیهوپ:افرین

ویو ا.ت

با جیهوپ خیلی حرف زدیم آنقدر خندیدیم که در باز شد نامجون بدون اینکه به هم محل بده رفت بالا جیهوپ به چشم اومد گفت برو دنبالش
رفتم بالا دیدم هیچی نمیگه که صداش زدم

ا.ت:نامجون

نامجون:......

ا.ت:نامجون؟

نامجون:.......

ا.ت:نامجوننننننن؟


نامجون:چی؟(داد)

ا.ت:میخواستم بگم میشه باهم حرف بزنیم؟(بغض)

نامجون:برو با همونی که دوستش داری حرف بزن

ا.ت:راجب همین می‌خوام صحبت کنم

نامجون: می‌شنوم

ا.ت:خوب من در اصل هیچکس رو دوست ندارم فقط میخواستم ولم کنی اما من هنوز دوست دارم

بچه ها حمایت ها خیلی کمه

و به احتمال زیاد سه تا پارت دیگه مونده تا این فیک تموم بشه
دیدگاه ها (۵)

پارت ۵۵

پارت۵۶

پارت۵۳

پارت۵۲

هنتای پارت ۲تنها معشوع منکاراکو سرش رو نزدیک میکنه و لبهای ا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط