{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

کنار ساحلم جایی که شنهای خیس زیر پاهایم سردی واقعیت را

کنار ساحلم، جایی که شن‌های خیس زیر پاهایم سردیِ واقعیت را یادآوری می‌کنند. این عظمت آبی، هر روز تعریفی تازه از وسعتِ درون من است. موج‌ها می‌آیند و می‌روند؛ هیچ‌کدام شبیه دیگری نیستند، دقیقاً مثل لحظه‌هایی که زیسته‌ام.
در این لحظه، من تنها یک نقطه‌ام در برابر این همه بیکرانگی. اما این تنهایی، سنگین نیست؛ پر از شنیدن است. صدای شکستن موج‌ها، موسیقی‌ای است که ذهن را از هر قید و بندی رها می‌کند. اینجا می‌توانم نفسم را با ریتم اقیانوس هماهنگ کنم و اجازه دهم هرچه در سرم هست، ذره‌ذره با آب‌های شور مخلوط شود و سبک بماند.
آسمانِ بی‌انتها و دریای بی‌انتها؛ در کنار هم، مرا به یاد می‌آورند که هر سختی، هر چه بزرگ باشد، در برابر گذر زمان و وسعت هستی، تنها یک لحظه کوتاه است. من اینجا هستم تا این لحظه را درونم حک کنم؛ آرام، در حال تماشای حرکت ابدی.
دیدگاه ها (۰)

در دل شهر قدم می‌زنم؛ خیابان‌ها پر از صدا، حرف، بوق و شتاب‌ا...

قدم برمی‌دارم، شاید در خیابان، شاید در مسیری آشنا. هوا سرد ا...

دیگر نیازی نیست زجه بزنم؛ ناتوان بودنم را خودم می‌دانم.آن‌ها...

*از کم بودن نترسنترس اگه کم باشی، ولت کنننترس اگه کمرنگ شدی،...

استاد ریاضیات

تا حالا آدم دیدید پارت بذار ولی موضوع پارت نه؟#عشق.آغشته.به....

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط