{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

عشـق اگـر روزِ ازل در دلِ دیـوانـه نبـود

عشـق اگـر روزِ ازل در دلِ دیـوانـه نبـود
تـا ابـد زیـرِ فلَک، ناله‌ی  مستـانـه نبود

نرگسِ ساقی اگر مستیِ صد جام نداشت
سرِ هر کـوی و گذر، این‌همه میخـانه نبود

دوش دور از تو شبی بـود که گفتن نتوان
هَمدَمم جُز دلِ افسُــرده و پیمـانــه نبود

من و جامِ مِیْ و دل، نقش تو در بادهٔ ناب
خلـوتی بـود کـه در آن رهِ  بیگـانـه  نبـود

کاش آن تب که تورا سوخت، مرا سوخته بود
بـه فـدای تـو مگـر، ایـن دلِ دیوانه نبود؟

ازچه چون شمعِ‌سحر سوختی ای‌هستیِ من
تا تو را سـایـه‌ی بـال و پرِ  پـروانـه نبود

من تو بودم همه ای خُفته چوگُل در بِستر
قبلـه‌گاهِ دلِ من جز تو در این خانـه نبود

بی‌تو دور از تو نَبودن هنرِ عشـق و وفاست
مُعجـزی بود که دیدم من و افسـانـه نبود
دیدگاه ها (۰)

پایانی برای قصه ها نیست...نه بره ها گرگ میشوند،نه گرگها سیر،...

.چه خوش است بوی عشق از نفسِ نیازمنداندل از انتظار خونین، دهن...

بنویس(من با برنامه خدا هماهنگم)💛ذات ما آدما عجوله وگرنه خداو...

از کار دستی و کارهای هنری غافل نشید دوستانالبته دوستان اسکرو...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط