{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

داستان ترسناک کیتی که وقتی شنیدم آدم سابق نشدم

در سال های قدیم یه دختر دچار یه بیماری میشه که کسی نمیدونه چه بیماری بوده و یک روز مادر دختری که بیمار بوده زنگ در را می‌شنوه و میبینه که جادوگر سیاه است.وجادوگر میگه من میتونم دختر تو خوب کنم فقط برام یه نماد بساز آن نماد میشه کیتی و یه عروسکی است یه دهن نداره و معلوم نیست چه احساسی داره پشت سره این عروسک چه داستانی پنهان شده اگه میخوای باب اسفنجی هم بگم لاک فالو کن
دیدگاه ها (۱)

شیطان یا فرشته پارت ۱۵

رمان:#دخترم_باش#پارت_۱۸شاهین دود قلیون رو بیرون داد و گفت : ...

*P5اون هانا بود بدن سفیدش غرق در خون قرمز بود اون اون رگشو ز...

𝒆𝒊𝒈𝒉𝒕𝒉 𝒎𝒆𝒎𝒃𝒆𝒓 𝑷𝒂𝒓𝒕۱۵با نگرانی به دکتر چوی خیره بودیم مردمک...

پارت ۲ دکتر هیونگ

دفترچه تلفن رو انداختم کنار و تصمیم گرفتم یه شماره شانسی بگی...

خب امروز اومدم با بک استوری

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط