داستان ترسناک کیتی که وقتی شنیدم آدم سابق نشدم
در سال های قدیم یه دختر دچار یه بیماری میشه که کسی نمیدونه چه بیماری بوده و یک روز مادر دختری که بیمار بوده زنگ در را میشنوه و میبینه که جادوگر سیاه است.وجادوگر میگه من میتونم دختر تو خوب کنم فقط برام یه نماد بساز آن نماد میشه کیتی و یه عروسکی است یه دهن نداره و معلوم نیست چه احساسی داره پشت سره این عروسک چه داستانی پنهان شده اگه میخوای باب اسفنجی هم بگم لاک فالو کن
- ۱۷۰
- ۱۸ شهریور ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط