{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

امروز توی خونمون یه دعوای خیلی بزرگ شده بود،من به محض این

امروز توی خونمون یه دعوای خیلی بزرگ شده بود،من به محض اینکه دعوا شد اومدم توی اتاقم و یه هندزفری گذاشتم توی گوشم و صدای خنده های اعضا و وکال کاور جونگ کوک رو پلی کردم و چشمامو بستم:)
دیدگاه ها (۵)

روح و جانش خسته بودنمیدانست تمام احساسی که در قلبش انبار کرد...

قلب واقعا خیلی کصخله،بابا یه کاری کرد از وسط نصف بشی دیگه طر...

ولی من اون شب انقدر گریه کردم که صب چشمام همه جارو کاملا تار...

مواظب باش پشیمون نشی:)))

part49 عشق پنهان《ویو ات》رفتم توی اتاقم و رو تخت دراز کشیدم ک...

part44 عشق پنهان 《ویو جونگ کوک 》دیگه چیزی نگفتم چشمام رو بست...

فیک عشق اجباری

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط