{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

یک فیک جدید اومده به ذهنم✨😔😂

یک فیک جدید اومده به ذهنم✨😔😂
فک کن دو تا عاشق تو راه هتل تصادف میکنم همو یادشون می‌ره بعد پنج سال اتفاقیییی همو توی همون هتل میبیننو.....🌚✨
دیدگاه ها (۹)

پارت : پانزدهم جنی: تو...تو.... ته : بگو دیگه خانومم نصفه ج...

یک ایده ی دیگه هم دارممممم🥹🌚فکر کن دو نفر که فقط توی خواب هم...

پارت : چهاردهم ( جنی و ته باهم یک تاخت به سمت قصر میرن) ( و...

پارت : سیزدهم ( ته آروم دستشو می‌زاره دور شمشیر ) ته : اگر ق...

″Why we″His eyes are still shiningPart:0فیک جدیدمون.″روایت ه...

من عاشق یک مافیا شدم Part 1 ویو ات صبح ساعت ۸ از خواب پاشدم ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط