{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

ات تو تهیونگیی ولی چجوری مگه زندان نبودی

𝒑𝒂𝒓𝒕:10
ا/ت: تو تهیونگیی ولی چجوری مگه زندان نبودی
ته: بودم ولی الان دیگه نیستم ،،انگاری اخبارو دنبال نمیکنی خبر فرارم توی کل کره پیچیده
ا/ت: آه نمیگی فرار کنی جرمت سنگین تر میشه آخه
ته: تو اول یه فکری به حال خودت کن هر..زه
ا/ت: چی داری میگی من که کاری نکردم
ته: کاری نکردییی من بهت اعتماد کردم گذاشتم بری منی که به مورچه اعتماد نمیکردم به تو کردم ولی چکار کردی ازم سواستفاده کردی و رفتی به پلیس گفتی
ا/ت: کی‌منن باور کن من نگفتم تهیونگ من که بهت گفتم ترسو تر از این حرفام
ته: برا این حرفا دیره خانم کوچولو
ا/ت: یهو دستشو گذاشت رو دهنم و بعدش هیچی نفهمیدم

۱ ساعت بعد
سوجین: وایی ا/ت کجایی تو دختر
میا: مگه نگفت میخواد بره یه خوراکی بخره الان یه ساعت شدعه
رزی: دخترا اگه نیومد ما باید خودمون بریم برا اجرا و بگیم ا/ت مصدوم شده و نتونسته بیاد
سوجین: وای نگو اینطوری رزی اون لیدره اون همیشه مارو کنترل می‌کنه و اصلا دلیل موفقیت گروه اونه چی داری میگی
رزی:ببین سوجین می‌دونم راست میگی ولی الان نگا کن هرکدوممنو ۱۰۰ بار بش زنگ زدیم جواب نداد کل کوچه هارو چند بار گشتیم نبود
میا: رزی راست میگه سوجین
سوجین: باشه ولی اگه بلایی سرش اومده باشه چی
رزی: نمی دونم انقدرر دیگه سوال نپرس یکم دیگه ماشین میاد دنبالمون باید
میا: جواب کمپانیو چی بدیم؟
رزی: اونش بامن

ساعت ۱۲شب
رزی: دختراا عالیی بودیمم دیدین چیزی نشد
سوجین: رزی،،میا
هردو: چیه
سوجین: شما ها الان دقت کردین ساعت ۱۲ شبه و ا/تیی که این مراسم براش‌ مهمتر از هممون بود و براش کلی جنگید تا الان هیچ خبری ازش نیست ؟(درحال گریه)
میا: دخترا نکنه چیزیش شده (باشه با بغض)
رزی:بجای گریه کردن این لباسا رو درارین و میکاپاتونم پاک کنید بریم اداره‌ی پلیس ،،،،،کارامونو کردیم من زنگ به کمپانی هم زدم و همه چیو توضیح دادم و حرکت کردیم و به اداره پلیس. و همه چیو گفتیم
پلیس: خب حتما رسیدگی میکنم خیالتون راحت
رزی: پلیس اینو گفت و یهو تلفنش زنگ خورد و جواب داد
پلیس: آلو
-قربان هنوز نتونستیم تهیونگو پیدا کنیم
پلیس: یعنیی چه که هنوز پیداش نکردید کل کره رو زیرو رو میکنینو پیداش میکنید (قطع کرد)
رزی: ببخشید میپرسم ولی برام سوال شد شما دنبال چه مجرمی هستید؟
پلیس: مگه اخبارو ندیدین ،کیم تهیونگ بزرگ ترین رییس مافیا کره که دستگیر شده بوده الان فرار‌ کرده
رزی؟ (توی ذهنش) یعنی ممکنه اون ا/ت دزدیده باشه برای همین تصمیم گرفتم همه چیو به پلیس بگم هرچی که ا/ت برامون گفت
ادامه دارد
بجای دستام چشمام درد می‌کنه 🤣
آقا حمایت کنید زحمتام بی فایده نباشه 🎀❤️
دیدگاه ها (۰)

𝒑𝒂𝒓𝒕:11پلیس: واقعا ممنونم کمک زیادی کردید رزی: خواهش ولی ،،م...

𝒑𝒂𝒓𝒕:12ته: همش داشتم به خودم فحش میدادم که چطوری تونستم بزنم...

𝒑𝒂𝒓𝒕:9 ویو ا/ت صبح روز مراسم ایدلا ساعت۵ (توی خوابگاهشون)خ...

𝒑𝒂𝒓𝒕:8دو هفته بعد ویو ا/ت داشتم دنس تمرین میکردم که یهو سرم ...

𝒑𝒂𝒓𝒕:5ا/ت: کنسرت تموم شد خواستم برم خونه که اعضا بزور بردنم ...

عشق مافیا

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط