𝓗𝓸𝓶𝓸𝓼𝓮𝔁𝓾𝓪𝓵𝓲𝓽𝔂 𝓲𝓼 𝓷𝓸𝓽 𝓪 𝓬𝓻𝓲𝓶𝓮

∆راستش هیونگ اون نامینه(داداش نامجون)
%مگه نمرده بود؟
`از وقتی تو رفتی خیلی اتفاقا افتاده پادشاه جنگو شروع کرد از قبیله ی الفا مئجون شفا دهنده رو دزدید
∆ هیونگ تو باید مراقب باشی
`مخصوصا جه هی
%چرا ؟
`منو تهیونگ احتمال میدیم اون ملکه باشه
%جنی یه آدم عادیه!!!
`یونگی به خودت بیا اگه ادم عادی بود تا چشمه میکشتش حتما یه چیزی هست که تو نمیدونی
%چجوری میشه فرار کرد؟
`فقط خودتون دوتایین؟
%نه، هفت نفر دیگه هم هستن
∆من پیداشون میکنم هیونگ
`اوکی با من بیا
پسرک دنبال برادر بزرگترش رفت به در قلعه رسیدند
%خب ؟
جین به سمت در بسته رفت
از اون رد شد؟؟
حتما اشتباه دیده بود
`بیا دیگه
%هیونک مطمئنی؟
`آره
چشمانش را بست و به سمت در رفت
ازش در شده بود!!!
جه هی داشت تکون میخورد
`وایسا !! جه هی که بیماری ای نداره
%چرا داره
`چی؟
%_________
10 تا کامنت The bist you make هم کامل شه
دیدگاه ها (۰)

مایک : تو روانی هستی و من عاشقتمآبی : من روانی نیستممایک : م...

با چشمان اشکی پله های ساختمان را با عجله پایین می آمدقلبش هم...

ازم پرسید تو می‌دونی تنهایی چجوریه؟ ساکت شدم، گفت نگاه کن تن...

چشمانش را باز کرد و تکان ریزی خوردبا دیدن فضای آشنای اتاق پو...

✿) ظهور ازدواج (✿⁠)⁩(♡)پارت ۲۸۴ (⁠♡) خواستم لباس رو مرتب کن...

p⁸جین محکم بغلم کرد و سرمو محکم بوسید🐹 آخخخخخ فداتشمم خندیدی...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط