به قرآن حیف شدی بابا
به قرآن حیف شدی بابا
تازه داشتیم طعم خوشی را می چشیدیم
یهو گذاشتی رفتی..
«بابا… نمیدانی بعد از رفتنت، چقدر دنیا برایم کوچک شده. همیشه میگفتند کوه پشت آدم است، اما نمیدانستند که وقتی کوه میرود، آسمان هم دیگر آن آسمانِ سابق نیست. حیف از آن نگاههای مهربانت که حالا فقط در عکسها به من خیره شدهاند. کاش میشد یکبار دیگر فقط یکبار دیگر صدایت کنم و بگویی: جانِ بابا.》
«داغت آن چنان بر دلم سنگینی میکند، که تمام واژهها پیش نامت کم میآورند»
#بابا😔🥀
.
.
.
تازه داشتیم طعم خوشی را می چشیدیم
یهو گذاشتی رفتی..
«بابا… نمیدانی بعد از رفتنت، چقدر دنیا برایم کوچک شده. همیشه میگفتند کوه پشت آدم است، اما نمیدانستند که وقتی کوه میرود، آسمان هم دیگر آن آسمانِ سابق نیست. حیف از آن نگاههای مهربانت که حالا فقط در عکسها به من خیره شدهاند. کاش میشد یکبار دیگر فقط یکبار دیگر صدایت کنم و بگویی: جانِ بابا.》
«داغت آن چنان بر دلم سنگینی میکند، که تمام واژهها پیش نامت کم میآورند»
#بابا😔🥀
.
.
.
- ۸.۰k
- ۱۱ مرداد ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط