{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

دوشاتی

دو☆شاتی

درخواستی>>>

P.1

ات دختری زیبا ، خاص، موهای طلایی رنگ و مستقل بود

دوست نداشت کسی حتا شوهرش

بهش بگه چیکار بکنه و چیکار نکنه

دوست نداشت کسی توی کاراش دخالت کنه

همسرش هم این رو میدونست ولی اون روی ات خیلی حساس و غیرتی بود

در هر صورت سعی میکرد کاری نکنه که دخترکش ناراحت یا عصبی بشه

《۱۲ سپتامبر 》
《چهارشنبه ظهر 》

دخترک توی خونه نشسته بود

حوصلش سر رفته بود

نشست روی مبل پاشو انداخت روی اون یکی پاش

و از سیبی که توی دستش داشت گازی زد...

به یک نقطه خیره شده بود ...که گوشیش زنگ خورد

از افکارش بیرون اومد و تماس رو برقرار کرد ...

_بله

_سلام ات

_عااا سلام یه ریم

_چطوری

_خوبم تو چطوری

_منم خوبم ...راستش زنگ زدم بگم اگه میتونی بیای بریم بیرون

_اووومممم اوکی چون منم واقعا حوصلم پوکیده بود

_خب  پس اماده شدی زنگ بزن

_اوکی بای...

ات گوشی رو قط کرد رفت بالا اماده شد

لباسی زرشکی رنگ که کمی باز و کوتاه بود پوشید

و بدونه اینکه به همسرش اطلاعی بده

زنگ میزنه به دوستش تا بیاد دنبالش

و موقعی که از خونه داشت خارج میشد  حرفی رو زیر لب زمزمه کرد:

_《فقط کمی میخورم و زود هم برمیگردم خونه تا جونگکوک نگران نشه 》

سوار ماشین شد

بعد از اینکه با دوستش کلی حرف زدن

رسیدن به با/ر  همیشگیشون

اولش یه ویسکی با درجه پایین سفارش دادن

ولی یهو به خودشون اومدن دیدن کلی شیشه و لیوان روی میزه

ات کاملا هوشیاری شو از دست داده بود

ولی دوستش که کمی کم تر خورده بود

هنوز هوشیار بود

ساعت ۱۱ بود جونگکوک همیشه ۱۰ یا ۱۰:۳۰ میومد خونه

گوشی ات مدام زنگ میخورد

ولی چون سایلنت بود صداشو نمیشنید

با کمک دوستش از جاش بلند شد و دوستش رفت که حساب کنه

ات وایساده بود که یه پسری به سمتش اومد _چه دختر خانوم خوشگلی

ات با مست/ی جواب داد :

_گمشو پسره ی هول

_جون اعصابم که نداری

دوباره ات با عصبانیت جواب داد :

_گفتم بیا برو پی کارت

تا پسره اومد حرفی بزنه دوستش اومد

_خب ات بریم

_اوهوم

از اونجا اومدن بیرون ات گوشیش رو نگاهی انداخت که دید ۱۱ تا تماس از دست رفته از
《My Love 》داره
دوستش که فهمید الان ات بره خونه چی میشه سریع اونو سوار ماشین کرد و راه افتاد

رسیدن جلوی خونه جونگکوک

ادامه دارد...

لایک و کامنت یادتون نرههه
دیدگاه ها (۳۵)

دو☆شاتیدرخواستی>>>P.2_خب ات سریع پیاده شو تا جونگکوک قوقا نک...

چندپارتی☆درخواستی~P. 4چهارسال بعد ..._خانم کیم ات _بله _امرو...

چندپارتی☆درخواستی~P.3به ثانیه نکشید جونگکوک سین زد سریع برای...

چندپارتی☆درخواستی>>>p.4بیشتر از نیم ساعت صدای جونگکوک از توی...

چندپارتی ☆درخواستی>>>p.3به محض اینکه سوار ماشین شدن ات شروع ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط