{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

من میخوامت دختر عمو پارت

من میخوامت دختر عمو پارت ۵


ویو خونه
جیا:آخیش هیچ جا مثل خونه آدم نمیشه
ته:التبه هیچ جا مثل اتاق آدم نمیشه
جیا:ایششش اصلا هم اینطور نیست خونه
ته:اتاق
جیا:خونه
ته:اتاق
جیا:آقا من میگم خونهههه بگو چشمممم حرف اضافه ممنوع پسره ی ابدول آبادی (داد)
ته:چی؟ زنعمو این همیشه کسی نمیتونه حریفش بشه الحق که مثل عمو عه
ماما جیا:والا پسرم من و عموت جلوش کم میاریم چی بگم والا ژن خانواده شماست
جیا:درمورد بابام درست حرف بزن ابدول آبادی(چشم غره)
ته:بغول مامان بزرگ دختره ی سلیطه(شوخی)
جیا:بغول بابابزرگ،مرتیکه بیشرف کصخل
ته:زنعمووووووو
جیا:کوفتتتتتت(داد)
ته:غلط کردم
مامان جیا:تهیونگ پسرم جیا پریوده حالش خوب نیست تازه سرش هم عمل کرده راستی مامانت بهم گفت که میخوای جیا رو ببری اتاق خودت(در گوشی)
ته:عههه مامان گفت آره میخوام ببرمش پیش خودم که دیگه اتفاقی نیوفته
مامان ته: آره من گفتم چه شه مگه هاااا ساکت شو ببینم
جیا:بریم بخوابیم من خستمممم

ویو تهیونگ
همه رفتن بخوابن که اتاق من و جیا طبقه بالاست
ته:نه نه جیا خانم کجا کجاااا
جیا: وا ولم کن میخوام برم بخوابم انقدر که میام باتو میخوابم هااا ، اههه نه چیزه اشتباه شد خواب دارم.
برآید استایل بغلش کردم و بردم اتاق خودم
جیا:تهیونگ چی کار می کنیییی احداقل براز لباسم رو عوض کنم
ته:باشه منم میام
و رفتیم اتاقش ببینیم میخواد بهونه بیارههه
جیا:خب بریم
ته:با این!؟
جیا:آره مگه چشه
ته:دختر تو عادت داری همیچین لباسایی بپوشی؟
جیا:آره این تازه خوبشه تو ندیدی کهههه
ته:اگه من بزارم جز با من اینطوری لباس بپوشی تو کلا فقط یه نیم تنه و شورتک داری نه ترو خدا دیگه بیا بیکینی بپوش(حسودی)
جیا:زنعمو میگفت پسر حسودی هستی میگفتم نه(خنده)
ته:نه خیرم من حسود نیستم حالا بهونه نیار بیا بریم بخوابیم
جیا:آقا من خودم...
ته:خب اومدیم تو اتاق مننن خانمییی
جیا:رفت رو تخت
جیا:چقدر خوابم میاد
ته:رفت کنارش خوابید از پشت بغلش کرد
جیا:هییییی
ته:هیییییی(اداشو در میاره)
جیا:حالا که اینطوریه منم بغلت میکنم
ته:ج.جیا خ.ف.ه شدم
جیا:ولم کن دیگهههه
ته:میمیرم ولت نمیکنم گفتم که من میخوامت
جیا:پسرعمووووو
ته:من شوهرتم
جیا:راستی نگو که من اگه با تو ازدواج کنم دیگه شغلم رو ادامه نمیدم؟
ته:نه ادامه میدی خانم قاضی نگران نباش
جیا:من تو خواب راه میرم هاااا
ته:اشکال نداره
جیا:هیچی نمیشه قانعش هم کرد ابدول ابادی
ته: آخه منو چه به ابدول آبادی هاااااا
جیا:من الان هوس شیر کردم ،اگه کوک بود برام سریع می‌آورد
ته: نه عزیزم دکتر گفت چون تازه عمل کردی شیر نمیخوری تازه فردا خانم باید صبح ببرمت آرایشگاه خودمم باید برم برای عروسی فردا شب من میخوام تا میتونم بنوشم کسی هم حق نداره چیزی بگه
جیا:یعنی چی پس منم میخورم
ته:اگه من گذاشتم
جیا:تو میخوای بخوری من نخورممم
ته:نههههههه بخواب دیگه همینجوری بیداری تا ظهر میخوابی دیگهههه
جیا:برام لالایی بخوننننن
ته:میخوای برات لالالالالالایی بخونم(لبخند منحرفی)
جیا:بیشرف منحرفف اصلا نمیخواد بخوابیم دیگه
ته:آفرین دختر بابایی
جیا:آفرین پسر مامانی
و بعد کلی بگو و بخند خوابیدیم

ویو فردا صبح


ادامه دارد......
دیدگاه ها (۸)

من میخوامت دختر عمو پارت ۶ویو فردا صبح جیا:هی ابدول آبادی بی...

من میخوامت دختر عمو پارت ۴ویو تهیونگ رفتم از اتاق بیرون رفت...

من میخوامت دختر عمو پارت ۳ویو فردا صبح جیا:بیدار شدم کار لاز...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط