{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

Akrasia"

Akrasia"
part ¹⁴
.
.
.
روی تخت ولو شد ... پتوی سفید رنگشو توی بغلش گرفت و فشردش ...
.امروز روز خیلی خسته کننده ای بود ... دانشگاه ... عکاسی... و از همه رو ی مخ تر شام خانوادگی ...
.
نمیتونست این چرند بازی خانوادشو درک کنه ..‌‌..
.
پیرهن طوسی رنگ حریرش و شلوار کتان مشکی رنگشو با رکابی و شلوارکی بلند عوض کرد و دوباره توی همون پوزیشن روی تخت قرار گرفت ‌...
.
همه ی دیگهآزمون سراسری دانشگاهشون شروع میشد ... هنچنین توی این هفته مهمونی مهمی داشتن که دوباره باید با اون کت و شلوار رو مخ توش حضور پیدا میکرد ..
.
پدرش خیلی برای اینجور مهمونی ها شور و ذوق به خرج میداد ولی از نظر جونگ کوک مسخره بود ...
.
با صدای نوتیف "دینگ " مانند گوشیش به خودش اومد و گوشیو از روی میز عسلی رنگ کنار تخت برداشت ...
‌.‌
ساعت گوشی ۲ و ۲۵ دقیقه ی شب رو نشون میداد ....
.
پیام از طرف ا/ت بود ... طبق معمول برنامه ی روز بعدش بود ...
.
با پوف کشیده ای نوک انگشتاشو روی کیبرد گوشی حرکت داد
" هنوز نخوابیدی ؟"
بلافاصله پاسخ پیام اومد ...
" نه هنوز ... شب بخیر "
خیلی راحت مکالمه رو به روش خودش قطع کرد ....
‌.
دوباره گوشی رو روی میز گذاشت و با چشماش به سقف اتاق خیره شد ‌..‌ چند وقتی بود که متوجه شده بود ا/ت نمیتونه درست بخوابه ...
.
یا شایدم اون هیچ وقت نمیتونست درست بخوابه و جونگ کوک تازه متوجهش شده بود ....
.
...........
.
روز مهمونی رسیده بود ... توی این هفته کلی کار انجام داده بودن ..‌. به پیشنهاد ا/ت عکاسی رو از توی اتاق دکوری شده به زمین بسکتبال و گلف برده بودن و حسابی بردنشون ترکیده بود از عکسای جونگ کوک البته ناگفته نماد که پوصت شیری جونگ کوک ۸۰ درصد کارو انجام میداد...
.
طبق عادت ا/ت با پیرهن قرمز شرابی روبه روی مرد بزرگ تر ایستاده بود و بخاطر تفاوت قدی ۱۰ سانتیشون مجبور بود برای درست کردن کروات مرد کمی صورتشو به بالا تمایل بده ...
.
جونگ کوک که توی این چند روز حسابی فکرش درگیر کار ها و البته دختر روبه روش بود حتی وقتش رو برای پلک زدن حدر نمیاد ... چون دختر روبه روش با پیرهاهنی که به تن داشت قاعدتا فرشته ای پیش نبود ..
.
درسته جونگ کوک مجذوب دخترک روبه روش شده بود ... طاقت سر اومد و دوتا دستاشو چفت منحنی کمر دختر کرد ... ا/ت با چشمایی گشاد شده بخاطر ۱۰ سانت تفاوت سرشو اورد بالا دروغ بود اگه بگیم با لبخند محو و جذاب مرد روبه روش قلبش نلرزید ...
.
ولی ا/ت دختری بود که کنترل کامل روی خودش داشت برای همین از طرفتد ( گره ی کرواتو سفت کن تا خفه شه ) استفاده کرد ...
.
مرد اخی گفت و از ا/ت فاصله گرفت ... حدود ۱ یا ۲ دیقه سرفه میزد و ا/ت هگ با هر سرفه خندش بیشتر میشد ....
.
.
.
حدس بزنید کیی برگشتههه سلامم بعد از یک ماه فاکی با امتحانات فاکییی تر که تموم شدن سلام امتحاناتونو چجوری دادینن؟
دیدگاه ها (۱)

سلام بچه ها امیدوارم خوب باشین پارت ۴۹ و ۵۰ از فصل دوم سرنوش...

"Akrasia"part ¹³....تاپ جذبش با شلوار سفید کتانی که به تن کر...

"Akrasia"part ¹...توی صفحه ی یوتوبر مودر علاقش بالا و پایین ...

پرنسس من ۲۹

"Akrasia"part ²...هوم کشیده ای زیر لب زمزمه کرد .....‌.کشوی ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط