چراما فصلدوم
#چرا_ما #فصل_دوم
33
-(فردا بعد مدرسه)
لارا:ارع...ولی خیلی میخواد خوش بگذره(ذوق)
فیلیکس:لارا...
لارا:بله؟
فیلیکس:برای امروز میای بریم بیرون؟
لارا:اممم دارم با بچه ها میرم خرید...اگه دوست داری تو و دوستاتم بیان...
فیلیکس:هوم باشه پس ساعت چند؟
جینو:ساعت 5....میبینمتون...
لارا بیا بریم...بای
لارا:عه وایسا....باشه خدافظظظ
(جینو و لارا از فیلیکس اینا دور میشن و به سمت عمارت حرکت میکنن...)
جینو:خوب...باهاشی؟
لارا:ها؟اوو نه راستش بهم پیشنهاد داده ولی...بهش گفتم باید فکر کنم...
جینو:خوبه....فکر کن خوبم فکر کن....
لارا:هوم باش
-(بعد ظهر ساعت 5)(جلوی پاساژ)
فیلیکس:درود بانو
لارا:ااا درود جناب....(لبخند)
هیونجین:سلام
جینو:علیک
میا:شوگا؟
شوگا:جونم؟
میا:دلم عروسک میخواد
شوگا:18 سالته(😑)
میا:خوب میخوام...
شوگا:باش بریم...
میا:اخ جون....
راوی:شوگا و جینو و میا با هم رفتن سمت پاساژ که برای میا عروسک بخرن...
لارا و فیلیکس هم رفت سمت پاساژ که لباس بگیرن...
مینجی و چان هم رفتن سمت کافه که قهوه بگیرن و بخورن...
لارا و فیلیکس:
لارا:بیا بریم این مغازه...
فیلیکس:باشه
لارا:سلام...
فروشنده:سلام بفرمایید؟
لارا:دنبال لباس مجلسی میگردم....
فیلیکس:مهمونی ای چیزی دارید؟
لارا:احتمالا تولدم(😄)
فیلیکس:اووو باشه...
لارا:هوم...
فروشنده:یه چند مدل براتون میارم ببینید خوشتون اومد سایزتون و بگید بیارم....
لارا:باشه ممنون
راستی نظرت برام مهمه پسسس....نظر بده...
فیلیکس:چشم لیدی...(😉)
لارا:(خجالت)
-(بعد 1 دقیقه)
فروشنده:بفرمایید...
لارا:اوممم کدوم؟
فیلیکس:این قشنگه...
لارا:هوم ارع خوب این و سایز....بدید...
فروشنده:چشم
لارا:ممنونم
لارا:رفتم تو اتاق پرو و پوشیدم...
از نظر خودم خیلی بهم میومد...حالا یه نظر فیلیکسم بپرسم بد نیست...
لارا:چطوره؟
فیلیکس:اممم قشنگه تو تنت ولی زیادی بازه...
لارا:امممم خوب بزار....
یه مدل دیگه دارید که یکم بسته تر باشه؟
فروشنده:شوهرتون نپسندیدن؟
فیلیکس:اهم اهم
لارا:چیزه...من 18 سالمه به خدا(🙂)
فروشنده:مهم نیست سن...مهم عشقه...
من توی 14 سالگی ازدواج کردم...
فیلیکس:اممممم خوب لباس چی شد؟
لارا:(😄)خوب پیچوندیش(آروم)
فیلیکس:(😁)
فروشنده:بفرمایید....
لارا:ممنون
باز رفتم تو اتاق پرو و پوشیدم...
بلند بود...مشکی و قشنگ...تو تنمم خیلی خوب بود...جذب بود....
و من خوشم اومده بود...
لارا:خوبه؟
فیلیکس:عالیه...
لارا:باش...
خوب همین و برمیدارم...
فروشنده:چشم
راوی:فیلیکس حساب میکنه و از لباس فروشی میزنن بیرون...
که هیونجین به فیلیکس زنگ میزنه...
هیونجین:بیاید بریم...
فیلیکس:باشه...
هیونجین:واسه شب همه خونه شماییم...
فیلیکس:خودتون برنامه میریزید آخر سر به من میگید؟(😑)
هیونجین:الان که گفتم...
بیاید ده...
فیلیکس:باشه...
(قطع کرد)
لارا:چیشد؟
فیلیکس:بریم....قرارع امشب بیاید خونه ی ما...
لارا:آها باش...
-(عمارت)(ساعت 7)
جینو:اماده شدی؟
میا:نه
لارا:دارم آماده میشم...
شوگا:به به هیچی...
میگم لارا امشب دوست داری میتونی خونه ی فیلیکس بمونی...
لارا:واد-
شوگا:نه نه اون کاری باهات نداره فقط همین جوری گفتم...
لارا:باشهههههه
شوگا:چه ذوقی(😐)
ادامه دارد:-)🗿
1:لباس جینو
2:لباس میا
3:لباس مینجی
4:لباس لارا
تا نیم ساعت دیگه 5 تا پارت آپلود میشه🥹✨
لایک و بازنشر یادت نره بانو🤏🏻🧸
33
-(فردا بعد مدرسه)
لارا:ارع...ولی خیلی میخواد خوش بگذره(ذوق)
فیلیکس:لارا...
لارا:بله؟
فیلیکس:برای امروز میای بریم بیرون؟
لارا:اممم دارم با بچه ها میرم خرید...اگه دوست داری تو و دوستاتم بیان...
فیلیکس:هوم باشه پس ساعت چند؟
جینو:ساعت 5....میبینمتون...
لارا بیا بریم...بای
لارا:عه وایسا....باشه خدافظظظ
(جینو و لارا از فیلیکس اینا دور میشن و به سمت عمارت حرکت میکنن...)
جینو:خوب...باهاشی؟
لارا:ها؟اوو نه راستش بهم پیشنهاد داده ولی...بهش گفتم باید فکر کنم...
جینو:خوبه....فکر کن خوبم فکر کن....
لارا:هوم باش
-(بعد ظهر ساعت 5)(جلوی پاساژ)
فیلیکس:درود بانو
لارا:ااا درود جناب....(لبخند)
هیونجین:سلام
جینو:علیک
میا:شوگا؟
شوگا:جونم؟
میا:دلم عروسک میخواد
شوگا:18 سالته(😑)
میا:خوب میخوام...
شوگا:باش بریم...
میا:اخ جون....
راوی:شوگا و جینو و میا با هم رفتن سمت پاساژ که برای میا عروسک بخرن...
لارا و فیلیکس هم رفت سمت پاساژ که لباس بگیرن...
مینجی و چان هم رفتن سمت کافه که قهوه بگیرن و بخورن...
لارا و فیلیکس:
لارا:بیا بریم این مغازه...
فیلیکس:باشه
لارا:سلام...
فروشنده:سلام بفرمایید؟
لارا:دنبال لباس مجلسی میگردم....
فیلیکس:مهمونی ای چیزی دارید؟
لارا:احتمالا تولدم(😄)
فیلیکس:اووو باشه...
لارا:هوم...
فروشنده:یه چند مدل براتون میارم ببینید خوشتون اومد سایزتون و بگید بیارم....
لارا:باشه ممنون
راستی نظرت برام مهمه پسسس....نظر بده...
فیلیکس:چشم لیدی...(😉)
لارا:(خجالت)
-(بعد 1 دقیقه)
فروشنده:بفرمایید...
لارا:اوممم کدوم؟
فیلیکس:این قشنگه...
لارا:هوم ارع خوب این و سایز....بدید...
فروشنده:چشم
لارا:ممنونم
لارا:رفتم تو اتاق پرو و پوشیدم...
از نظر خودم خیلی بهم میومد...حالا یه نظر فیلیکسم بپرسم بد نیست...
لارا:چطوره؟
فیلیکس:اممم قشنگه تو تنت ولی زیادی بازه...
لارا:امممم خوب بزار....
یه مدل دیگه دارید که یکم بسته تر باشه؟
فروشنده:شوهرتون نپسندیدن؟
فیلیکس:اهم اهم
لارا:چیزه...من 18 سالمه به خدا(🙂)
فروشنده:مهم نیست سن...مهم عشقه...
من توی 14 سالگی ازدواج کردم...
فیلیکس:اممممم خوب لباس چی شد؟
لارا:(😄)خوب پیچوندیش(آروم)
فیلیکس:(😁)
فروشنده:بفرمایید....
لارا:ممنون
باز رفتم تو اتاق پرو و پوشیدم...
بلند بود...مشکی و قشنگ...تو تنمم خیلی خوب بود...جذب بود....
و من خوشم اومده بود...
لارا:خوبه؟
فیلیکس:عالیه...
لارا:باش...
خوب همین و برمیدارم...
فروشنده:چشم
راوی:فیلیکس حساب میکنه و از لباس فروشی میزنن بیرون...
که هیونجین به فیلیکس زنگ میزنه...
هیونجین:بیاید بریم...
فیلیکس:باشه...
هیونجین:واسه شب همه خونه شماییم...
فیلیکس:خودتون برنامه میریزید آخر سر به من میگید؟(😑)
هیونجین:الان که گفتم...
بیاید ده...
فیلیکس:باشه...
(قطع کرد)
لارا:چیشد؟
فیلیکس:بریم....قرارع امشب بیاید خونه ی ما...
لارا:آها باش...
-(عمارت)(ساعت 7)
جینو:اماده شدی؟
میا:نه
لارا:دارم آماده میشم...
شوگا:به به هیچی...
میگم لارا امشب دوست داری میتونی خونه ی فیلیکس بمونی...
لارا:واد-
شوگا:نه نه اون کاری باهات نداره فقط همین جوری گفتم...
لارا:باشهههههه
شوگا:چه ذوقی(😐)
ادامه دارد:-)🗿
1:لباس جینو
2:لباس میا
3:لباس مینجی
4:لباس لارا
تا نیم ساعت دیگه 5 تا پارت آپلود میشه🥹✨
لایک و بازنشر یادت نره بانو🤏🏻🧸
- ۲.۸k
- ۳۰ فروردین ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط