{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

Hello 34🕊

Hello 34🕊
گرچه ما فارغ از جهان بودیم
مُهر خاموش بر دهان بودیم
کار با کس نداشتیم اما ؛
خار در چشمِ این و آن بودیم.
گاهی به روز تولدت که می‌رسی، دلت می‌خواهد فقط گریه کنی. برای تمام آنچه می‌خواستی و نشد، تمام آنچه بودی و نباید، برای تمام آنچه به دوش کشیدی و نمی‌خواستی و برای تمام آنچه بر تو گذشت و مستحقش نبودی...
گاهی به روز تولدت که می‌رسی می‌خواهی گریه کنی، درست مانند روز اولی که متولد شدی، شبیه به نوزادی که بی آنکه خواسته‌باشد او را از آرامش و سکون، به برزخی سرد و بی‌رحم انداخته‌اند! دلت هیچ نمی‌خواهد و هیچ چیز خوشحالت نمی‌کند، فقط می‌خواهی گریه کنی و انگار که این همان بار اضافه‌ای‌ست که نیاز داری زمین بگذاری...
👌🏽👍🏼🖤🕊
دیدگاه ها (۰)

وقتی جوانی می‌گذردوقتی جوانی می‌گذرددل آدم نازک‌تر می‌شود؛ ن...

نمی‌شود از ڪنارِ گذشته رد شدفقط چون سال‌ها از آن گذشته استبع...

امروز تولد توئه، جنگکوک… 🥹💜۲۹ سال از روزی می‌گذره که تو به ا...

فردا تولد توئه، جنگکوک… 🥹💜۲۹ سال از روزی می‌گذره که تو به ای...

نامجون، تولدت مبارک. 🐨💜نمی‌دونم چطور باید توضیح بدم که چقدر ...

بسم الله الرحمن الرحیم برخی روز و شب، غصه می خورند و خود را ...

وقتی می‌خندی، دنیای من دگرگون می‌شود؛ انگار در آن لحظه‌ها تم...

تولدت مبارک جونگ‌کوکِ ما… 🐰💜🎂گاهی فکر می‌کنم چقدر عجیبه که ی...

𝐓𝐡𝐞 𝐃𝐚𝐲 𝐖𝐞 𝐒𝐰𝐚𝐩𝐩𝐞𝐝 | روزی که جای هم بودیم𝐏𝐚𝐫𝐭: 𝟑 | 𝐅𝐢𝐧𝐚𝐥شب، ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط