Gentlemanshusband

#Gentlemans_husband
#season_Third
#part_319


+این چه رفتاریه اخه؟
_لیلی ببین ترو خدا اصلا درکم نمیکنن
یه ماهه دارم میگم بابا من اینو میخوام به چه زبونی بگم
اخر سر میان میگن هنوز قبول کردن قطعی نیست
مهم نظر منه دیگه
+اصلا هم اینطور نیست
عمو به من سفارش کرد که از دلت دربیارم
نمیدونی چقدر ناراحت شد از اینکه ترو ناراحت کرده
ببین وونا
تو باید خیلی خداروشکر کنی که خانوادت کنارتنو دوست دارن
تو نباید بگی هرچی من گفتم بگن چشم
اوناهم یه عمر تورو بزرگت کردن
پاره تـ.ن شونی
میخوان از جایی که میری مطمئن باشی
بعدشم تو الان 18 سالته
قطعا براشون انتخاب سخته
راستش وونا خیلی بهت حسودیم میشه
هم خانواده خیلی خوبی داری
هم یکیو داری که دیوانه وار عاشقته
خیلی خوشبختی

بغض راه گلومو گرفته بود
وونا وقتی متوجه حال بدم شد به اغو//شم کشید

_قربونت برم این چه حرفیه که میزنی؟
دیگه نبینم خودتو ناراحت کنیا
تو زندگی منی دیوونه
چرا خودتو جزو خوشبختیام حساب نکردی؟
تو عضوی از خانواده منی
منم به عنوان خواهرت به نصیحت هات احترام میزارمو الان میرم از بابا معذرت خواهی میکنم
پس دیگه نبینم بغض کنیا
خب؟

لبخند کم جونی تحولیش دادم و سری به نشونه تایید تکون دادم
یکم که بیشتر صحبت کردیم
واسه هردو ابمیوه ریختم و باهم شروع کردیم به خوردن
وونا که انگار چیزی یادش اومده باشه
لیوانو اورد پایینو کنجکاو به چشمام زل زد

_نمیخوای توضیح بدی؟

گیج نگاش کردم

+چیو؟

_نمیدونم
اون روز توی پارک چی میگفتی؟

یکم فکر کردم

+قضیه منو جونگکوک؟
_اره دیگه
+یکم غیر منتظرست..

نفس عمیقی کشیدم
سعی کردم چیزایی که لازمه رو براش بگم
از رابـ..طمون از اینکه به هم دیگه هیچ علاقه  نداریم.. البته  اونه که به من علاقه ای نداره نه من..
وقتی صحبتام تموم شد
لیوانو توی دستم فشردم
و قلپی ازش نوشیدم
بغضی که توی گلوم بودو هم همراه ابمیوه پایین فرستادم

وونا با کمی من من کردن گفت

_شرمنده که خودم زودتر این موضوع رو نفهمیدم

+این چه حرفیه
هیچکس از این موضوع خبر نداره که ما بهم دیگه علاقه ای نداریم
_میدونی این موضوع خیلی عجیبه
همه منو میشناسن
خیلی زود همچیو میفهمم و ایکیو بالایی دارم
ولی بازم شما تونستین منو هم گول بزنین
بزار  اینطوری بگم که
شما رابـ..طتون همچنین الکی هم نیست و...


اجازه ندادم ادامه حرفشو بزنه

+نه وونا
ما بهتر از دل همدیگه خبر داریم
اون همیشه یجوری بهم میفهمونه که دوستم نداره
منم نمیتونم به کسی که دوستم نداره دل ببندم
پس بیخیال این موضوع

وونا نگاه نگرانشو ازم گرفت
میدونم که قانع نشده
آبمیوه ام رو خوردم و لیوان رو گذاشم توی همون دیس
وونا هم وقتی آبمیوشو تموم کرد لیوانو گذاشت توی دیس

+خب عروس خانم
نمیخوای لباستو نشونم بدی؟

ذوق زده دستاشو بهم کوبید

_وای اره اره الان نشونت میدم صبر کن

سمت کمد رفتو یه دست لباس شیک مجلسی خیلی گوگولی مگولی بیرون اورد
سوتی کشیدم

+اولالا
میخوای امشب مخ یونگی رو بترکونی نه؟
خیلی قشنگه دختر
_حالا توی تـ.نم ندیدی چقد قشنگ تره
+ فردا شب میبینم
_لباس تو کدومه؟ ببینمش

به کیسه ای که لباسام داخلش بود اشاره کردم

+اونهاش ببین

یکی یکی لباسام رو بیرون اورد
خلاصه بگم
خیلی شیک بودن
وونا مثل من سوتی کشید

_واییی حواست باشه ها
من فردا عروسم نه جنابعالی
+برو بینیم بابا
من خودم شوهر دارم میخوام واسه اون تیپ بزنم

یکم فکر کردم

+اوه راستی جونگکوک گفت نمیاد

لـ..بامو  اویزون کردم و به زمین چشم دوختم

_واه واه
ببین چجوری هیچی نشده دلش برای شوهرش تنــ|گ شده! حالا بیا بگو خبری نیست.. چرا نمیاد حالا؟
+جواب درستی بهم نداد
فقط گفت خواستگاری یه مراسم الکی نیستو دلیلی نمیبینه که به عنوان رفیق داماد بره بشینه وسط مجلس
_اره ولی اون فرق داره
یونگی خیلی ناراحت بود
میگفت دوست داره جونگکوک کنارش باشه
بمیرم واسه بچم

تک خنده ای کردم

+دیوونه ای بخدا
عشق دیوونت کرده
_الهی اسیرش بشی همینجوری به سیبیلت بخندم

چیزی نگفتم و تنها دستی توی هوا براش تکون دادم..
ولی نمیدونستم چطوری قراره این نفرین برام براورده بشه...

(چندی بعد)

نشستیم پشت میز ناهار
خاله چه کرده
بوی ساندویچ مرغ توی دماغم پیچیده بود و داشت دیوونم میکرد
با حضور عمو همه شروع کردیم به خوردن...
یه ربعی غذا خوردنم طول کشید
با کمک وونا میزو جمع کردیم و هردو سمت بالکن رفتیم
خاله با دوتا فنجون قهوه و کیک سمتمون اومد

_هوا سرده زیاد بیرون نمونید
+چشم

لبخندی زدو وارد خونه شد
فنجون قهوه رو توی دستام گرفتم
میون اون سرما
گرمی فنجون دستامو گرم میکردو حس خوبی داشت..
کمی از قهوه نوشیدم

265 لایک
دیدگاه ها (۵)

#Gentlemans_husband#season_Third#part_320 کاش زندگی این همه ...

#Gentlemans_husband#season_Third#part_318_باشه باباجون قراره...

#Gentlemans_husband#season_Third#part_317با یه تیک در باز شد...

کپی عکس ممنوع

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط