Gentlemanshusband

#Gentlemans_husband
#season_Third
#part_317


با یه تیک در باز شدو وارد شدم
دوباره اون پله هارو بالا رفتم و پشت در وایستادم
خاله درو باز کردو با یه لبخند رو بهم گفت

_خیلی خوش اومدی عزیزم

سمتش رفتم

+سلام.. ممنون خاله

کوتاه به اغو.شم کشید و سمت اشپزخونه رفت

_خب چخبر عزیزم چیکارا میکنی؟
+هیچی سلامتی شما چخبر
_سلامتی عزیزم

با چشم دنبال وونا و عمو گشتم
ولی خبری ازشون نبود
با یه "با اجازه"
سمت اتاق وونا رفتم و یه تقه به در زدم
با بیا تویی که گفت وارد شدم
دیدم روی تخت درازه و به سقف خیره شده

+ سلام عروس خانوم چطوری شما؟ خوبی؟

از روی تخت بلند شد و سمتم اومد و
سفت به اغو/شم کشید

_مرسی اومدی خیلی نیازت داشتم لیلی

متقابل بغـ/لش کردم و اروم کمـ..رشو نوازش کردم

+این چه حرفیه عشقم؟ معلومه که میام.. مگه چنبار در سال یه ترشیده میره خونه بخت؟

چشم غره غلیظی بهم رفت..
ازش جدا شدم و کیفمو همراه لباسایی که برای فردا اماده کرده بودمو گذاشتم یه گوشه

+عمو رو ندیدم، کجاست؟
_همینجا بود شاید رفته سرویس
+پس برم یه سلامی بهش بدم
+باشه بیا باهم بریم

باهم از اتاق خارج شدیم
وقتی زدیم بیرون متوجه عمو که توی اشپزخونه کنار خاله بود شدم
نمیدونم چرا
ولی به عمو و خاله یه حس مادرانه و پدرانه واقعی داشتم
وارد اشپزخونه شدم و با یه لبخند گفتم

+عمو

روشو سمتم چرخوند دستشو از روی ریـ..شش برداشت
قسمتی از تارهای ریـ..شش سفید شده، بود
ولی بازم  دلنشین و گرم نشونش میداد..

لبخندی بهم زد

_به به ببین کی اینجاست
چه عجب یه سری به ماهم زدی دختر
+این چه حرفیه عمو

سمتش رفتمو اروم دستشو بو//سیدم
عمو هم متقابل روی موهامو بو///سید

_خیلی خوش اومدی دخترم
این وونا که موهای مارو سفید کرد..
اینقدر گفت دوست داره تو بیای

اروم ریز خندیدم
خواستم جوابی بدم که وونا جفتک انداخت وسط

_عه بابا پرو ش نکن
بعدشم شما از مامان بپرس بگو چقد وقتی شما میخواستی بری خاستگاریش استرس داشت

عمو خندید رو به من التماس وار گفت:
_میبینی؟ ما که حریف زبون این دختر نمیشیم

وونا حالت قهر دستاشو توی سیـ/نش قفل کرد

265 لایک
دیدگاه ها (۳)

#Gentlemans_husband#season_Third#part_318_باشه باباجون قراره...

#Gentlemans_husband#season_Third#part_319+این چه رفتاریه اخه...

#Gentlemans_husband#season_Third#part_316_باشه ببخشید معذرت ...

#Gentlemans_husband#season_Third#part_315وارد اتاقش شدمدیدم ...

#Gentlemans_husband#season_Third#part_309چشم غره ای نثارش کر...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط