فیک شبیدرقلبمافیا
فیک: •شبیدرقلبمافیا•
««پارت ده»»
(جیمین روبهروی کامیلا نشسته بود و جسیکا بین آنها)
کامیلا: چرا دو تایی اومدید؟
جیمین: در مورد موضوعی کار داشتم با خانم جسیکا
کامیلا: آها نوشیدنی سفارش بدید برا من یه بطری بیار
جسیکا: برا منم همینطور
جیمین: من نمینوشم
کامیلا: چرا؟ یه بطری براش بیارید
جسیکا: آقای پارک نمینوشه ۲ تا بطری بیار!
(خدمتکار رفت کامیلا نگاهی سرد به جسیکا کرد نوشیدنی رو آورد و جیمین به خاطر زخمش نمیخواست بخوره و جسیکا غیر مستقیم حواسش به جیمین بود......شروع به بازی کردن کامیلا هی سفارش داد و ریخت و خورد بازی تموم شد کامیلا مست مست شده بود جسیکا مست بود اما نه در حد کامیلا)
کامیلا: جیمین چرا منو دوست نداری؟[با مستی]
جسیکا: خانم کامیلا حالت خوبه؟
جیمین: کامیلا باز مست شدی!
کامیلا: با هم حرف زدیم ازم خواست تا یه جایی همدیگه رو ببینیم[با خنده و به سقف خیره شد]
جسیکا: خانم کامیلا...[نذاشت ادامه بده]
کامیلا: گفت عاشق جیمینی درسته؟اما جیمین عاشق کس دیگه ای منم گفتم عاشق جیمین میمونم اما تو میتونی رابطه بندازی بینمون
جیمین: کامیلا با کی ملاقات کردی؟
{جسیکا سکوت کرد و به حرفای لوکاس فکر میکرد}
کامیلا: جیمین.....
جیمین: کامیلا بلند شو[با صدای بلند]
کامیلا: چرا؟ [با خنده و ناز]
جسیکا: آقای پارک
{کامیلا بلند شد}
جیمین: من باید برم بعداً صحبت میکنیم.
جسیکا: باشه اما کاری نکن باهاش
(جیمین سکوت کرد کلید ماشینش رو بهش داد و با کامیلا بیرون رفت{سوار ماشین کامیلا شد} عصبانیت جیمین قابل کنترل بود اما کامیلا از ترسسکوت کرده بود و به جیمین نگاه میکرد{هر دو با صدای بلند جواب هم میدانند})
جیمین: کامیلا تمومش کن!
کامیلا: چی رو؟
جیمین: ما مافیاییم شایعه ضرر ماعه باید حواست رو جمع کنی
کامیلا: بس چرا با جسیکا حرف میزنی؟نگران شایعه با اون نیستی!
جیمین: من با جسیکا در مورد کار حرف زدم نه چیز دیگه!
کامیلا: به احساساتم اهمیت بده
جیمین: من بهت گفتم ما فقط میتونیم دوست باشیم!
(در آن تاریکی عشق یه طرفه احساس میشد کامیلا جای هر دو عاشق بود همچنان در حال بحث بودن.....جسیکا باید چیزی رو به جیمین میگفت اما میترسید ولش کنه یا رابطه تمومش کنه و ازش متنفر بشه..هی زمان میگذشت جسیکا حرفش را به عقب میانداخت اما حقیقت همیشه پنهان نمیمونه)
ادامه دارد.....
««پایان پارت ده»»
✨امیدوارم خوشتون بیاد و حمایت کنید ✨
««پارت ده»»
(جیمین روبهروی کامیلا نشسته بود و جسیکا بین آنها)
کامیلا: چرا دو تایی اومدید؟
جیمین: در مورد موضوعی کار داشتم با خانم جسیکا
کامیلا: آها نوشیدنی سفارش بدید برا من یه بطری بیار
جسیکا: برا منم همینطور
جیمین: من نمینوشم
کامیلا: چرا؟ یه بطری براش بیارید
جسیکا: آقای پارک نمینوشه ۲ تا بطری بیار!
(خدمتکار رفت کامیلا نگاهی سرد به جسیکا کرد نوشیدنی رو آورد و جیمین به خاطر زخمش نمیخواست بخوره و جسیکا غیر مستقیم حواسش به جیمین بود......شروع به بازی کردن کامیلا هی سفارش داد و ریخت و خورد بازی تموم شد کامیلا مست مست شده بود جسیکا مست بود اما نه در حد کامیلا)
کامیلا: جیمین چرا منو دوست نداری؟[با مستی]
جسیکا: خانم کامیلا حالت خوبه؟
جیمین: کامیلا باز مست شدی!
کامیلا: با هم حرف زدیم ازم خواست تا یه جایی همدیگه رو ببینیم[با خنده و به سقف خیره شد]
جسیکا: خانم کامیلا...[نذاشت ادامه بده]
کامیلا: گفت عاشق جیمینی درسته؟اما جیمین عاشق کس دیگه ای منم گفتم عاشق جیمین میمونم اما تو میتونی رابطه بندازی بینمون
جیمین: کامیلا با کی ملاقات کردی؟
{جسیکا سکوت کرد و به حرفای لوکاس فکر میکرد}
کامیلا: جیمین.....
جیمین: کامیلا بلند شو[با صدای بلند]
کامیلا: چرا؟ [با خنده و ناز]
جسیکا: آقای پارک
{کامیلا بلند شد}
جیمین: من باید برم بعداً صحبت میکنیم.
جسیکا: باشه اما کاری نکن باهاش
(جیمین سکوت کرد کلید ماشینش رو بهش داد و با کامیلا بیرون رفت{سوار ماشین کامیلا شد} عصبانیت جیمین قابل کنترل بود اما کامیلا از ترسسکوت کرده بود و به جیمین نگاه میکرد{هر دو با صدای بلند جواب هم میدانند})
جیمین: کامیلا تمومش کن!
کامیلا: چی رو؟
جیمین: ما مافیاییم شایعه ضرر ماعه باید حواست رو جمع کنی
کامیلا: بس چرا با جسیکا حرف میزنی؟نگران شایعه با اون نیستی!
جیمین: من با جسیکا در مورد کار حرف زدم نه چیز دیگه!
کامیلا: به احساساتم اهمیت بده
جیمین: من بهت گفتم ما فقط میتونیم دوست باشیم!
(در آن تاریکی عشق یه طرفه احساس میشد کامیلا جای هر دو عاشق بود همچنان در حال بحث بودن.....جسیکا باید چیزی رو به جیمین میگفت اما میترسید ولش کنه یا رابطه تمومش کنه و ازش متنفر بشه..هی زمان میگذشت جسیکا حرفش را به عقب میانداخت اما حقیقت همیشه پنهان نمیمونه)
ادامه دارد.....
««پایان پارت ده»»
✨امیدوارم خوشتون بیاد و حمایت کنید ✨
- ۲.۱k
- ۱۲ شهریور ۱۴۰۴
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط