{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

و او تنها اغوشی امن میخواست که حتی این هم قسمتش نبود در

و او تنها اغوشی امن میخواست که حتی این هم قسمتش نبود . در واقع ، هیچ چیز قسمتش نبود در نهایت او ماند با کلی ارزو هایِ با خود به گور برده
_بر اساس واقعیت
دیدگاه ها (۰)

روزی پسری عاشق دختری شده بود و ان دختر هم به عشقش وفادار بود...

دختر بچه ای تنها در کوچه ای تاریک اشک میریخت...پیرزنی اتفاقی...

و ان عاشقانه به چشمان معشوقه اش مینگرید اما معشوقه اش عاشق چ...

روزی دختری برای دوستش درمورد مشکلات تاقتفرسای زندگیش میگفت و...

سلام به وانسز های عزیزم عیدتون مبارک باشه عشقای من ممنونم که...

این وضعیت اقتصادی محصول قبل انقلابه ...

خیابان است مقدسترین مکاناگر قدم گذاشتی سخن میگویند شمع های ش...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط