{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

عشق بانمک من

عشق بانمک من
پارت هفت
فردا صبح::
الکس:هی هیونجین
هیونجین:ها
الکس:خواستم بهت بگم فلیکس قراره مال من بشه
هیونجین:هه چیزی که قراره مال تو بشه خیلی وقته مال منه پس تا جوری نزدمت که اسمتو یادت بره از اینجا گم شو
الکس:میبینیم
هیونجین:حتی فکر نزدیک شدن بهشم نکن
الکس:می‌گیرمش مطمئن باش
هیونجین:خفه شو عوضی
الکس:هه
الکس میره سمت چادر و فلیکس رو بیدار می‌کنه
[اینجا هیونجین رفته پیش لینو]
فلیکس:اوم بله
الکس:هی ببخشید میشه بگی دست شویی کجاست
فلیکس:آره میری سمت جنـ-
الکس:میشه باهام بیای
فلیکس:باشه
الکس و فلیکس داشتن راه میرفتن که الکس یهو فلیکس رو روی زمین انداخت و روش خیمه زد
فلیکس:چیکار...چیکار میکنی؟
الکس:اوه خودت میفهمی بیبی
فلیکس:بهم نگو بیبی عوضی
الکس:چجوریه که هیونجین می‌تونه؟پس منم میتونم
فلیکس:گمشو اونور اون فرق داره
ویو هیونجین
داشتم میرفتم سمت چادر که دیدم الکس روی فلیکس افتاده عصبی شدم و دویدم سمتشون سریع لباس الکس رو گرفتم و پرتش کردم اونور و شروع کردم به زدنش انقد زدمش که نزدیک بود بمیره
بعد فلیکس رو بغل کردم و باهم سمت چادر رفتیم
فلیکس همش گریه میکرد و این منو ناراحت می‌کرد
هیونجین:هی بیبی ناراحت نباش اون اشکای خوشگلت رو بخاطر اون حرومزاده هدر نده
[الکس داش منظورم با تو نیسا]
فلیکس:اگه،اگه اون منو می‌بوسید دیگه دوسم نداشتی[گریه]
هیونجین:این چه حرفیه من همیشه دوستت دارم


ادامه دارد...
امیدوارم خوشتون اومده باشه
دیدگاه ها (۲۳)

خب. عسلیا من یه تصمیمی گرفتم که شاید شما هم خوشتون اومد از ا...

تسلیت عرض میکنم خدمت استیا مخصوصا اونایی که بایسشون هیونجینه...

[کاور عوض شد عسلیا]عشق بانمک منپارت شیشهیونجین:هی بیبی تو خی...

عشق بانمک منپارت پنجهیون:خودت شروع کردی بعد طلب کارم هستی جو...

مافیایه عشق P:10هیونجین باورم نمیشه که با یک لیوان که حتی نص...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط