{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

part⁷³

part⁷³

" چرا اونجوری نگاه میکنی؟ مگه نمیخوای بگردی؟ "jk

" اعم چرا "a.t

" خب راه‌بیفت "jk

جونگکوک کمی جلوتر رفت

" خیلی از آشنایی تون خوشحال شدم "a.t

+" ممنون، بسلامت "

_" مواظب خودت باش "

" تو هم همین طور، خدافظ "a.t

پیش جونگکوک رفت، کمی از اونا دور شدند که جونگکوک گفت:

" تو هم همین طور، خدافظ(ادای ا.ت در آورد) "jk

" تو چرا امروز اینقدر به من گیر میدی؟ "a.t

" کمتر زر زر کن کاری باهات ندارم "jk

" معلوم هست چی میگی؟ "a.t

" (چیزی نمیگه و به راهش ادامه میده) "jk

دختر بازوی جئون می‌گیرد و روبه‌روش می‌ایسته

" تو معلوم هست چت شده؟ چرا الکی گیر میدی؟ "a.t

" الکی گیر میدم؟ هع(تک‌خنده)... "jk

بازروشو میکشه و دست دختر میگیره و با اخم به دختر میگه:

" یه بار دیگه به حرفام گوش ندی عاقبتشو میبینی "jk

" تو... "a.t

حرفش با صدای سی یون نصفه ميمونه

_" ا.ت "

جئون و دختر برمیگردن سمت سی‌یون، نزدیکشون میشه و روبه‌روی دختر می‌ایسته

_" گوشی تو روی مبل جا گذاشتی برات اوردم "

" اوح..خیلی ممنون(لبخند) "a.t

دستشو از دست جئون میکشه و گوشی شو میگیره

_" راستی! "

" بله؟ "a.t

_" عصبانی نشیا ولی گوشیت باز بود منم بااجازه شماره‌مو زدم، امروز که نشدم ولی شب بهت زنگ میزنم اگه بخوایم بریم بیرون "

" تو شماره‌شو از کجا داری؟ "jk

_" از تهیونگ پرسیدم اونم داد گفت اگه ا.ت بخواد باهم بگردیم "

" حتما(لبخند‌گرم) "a.t

_" مواظب خودتت باش "

" باش، خدافظ "a.t

سی‌یون میره و ا.ت به جئون نگاه میکنه
جئون با چهره‌ای اخمالو به دختر نگاه میکنه
انگشت اشاره شو بالا میاره و با لحنی تهدید آمیز میگه:

" یه‌بار دیگه...یه‌بار دیگه ببینم از این کارا میکنی پدرتو در میارم(عصبی) "jk

" کدوم کارا؟ چرا درست حرف نمیزنی؟ "a.t

" گوشیتو بده "jk

" چی؟ "a.t

" گفتم گوشیتو بده "jk

" بیا ولی چرا؟ "a.t

جئون انگشت دختر روی صفحه‌ی گوشی میزاره و بازش میکنه
وارد مخاطبینش میشه و شماره سی‌یون بلاک میکنه و حذف میکنه

" بار آخرت باشه باهاش حرف میزنی "jk

╞╟╚╔╩╦ ╠═ ╬╧╨╤

_شب_

کمی داخل پذیرای نشته بودند و داشته پاسور بازی می‌کردند که زنگ خونه به صدا در آمد

جیمین بلند شد و رفت در باز کنه که با سی‌یون و دای‌یون مواجه شد

" اع بچها؟! "jimin

_" چطوری پسر! "

" جیمین کیه؟ "jin

نگاهش به سی‌یون و دای‌یون میوفته

" اعوا؟ ببین کیا اینجان! "jin

+" ذوق کردید مارو دیدید نه! "

" معلومه که ذوق کردیم، بیاین تو "jimin
دیدگاه ها (۴)

part⁷⁴" کیا امدن؟ "a.t_" سلام بلا "" اعوا سی‌یون؟ هع(خنده‌ری...

آتیشی که از بارون شروع شدpart26ویوی ا. تلباس‌هام رو عوض کردم...

آتیشی که از بارون شروع شد part 40ویوی ا. تتوی راه خونه پدر ج...

آتیشی که از بارون شروع شدprt18ویوی ا. تبه فلش روی میز نگاه ک...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط