P
P.1
_
حس سقوط کل بدنشو فرا گرفته بود.
احساس میکرد که داره سقوط میکنه،
فرشته ها اسمشو صدا میزدن.
برای همیشه و همیشه،
برای بال های طلاییت میمیرم.
تو فرشته منی.
مرگ قرار نیست مارو،
از هم جدا کنه.
موهای سیاهشو،
زد کنار.
دوتا سیاره همراه ابروهاش،
هنوز غرق خواب بودن.
تو فرشته ای هستی که،
از پایین زانو هام بهش نگاه میکنم.
_
ادامه دارد... .
_
حس سقوط کل بدنشو فرا گرفته بود.
احساس میکرد که داره سقوط میکنه،
فرشته ها اسمشو صدا میزدن.
برای همیشه و همیشه،
برای بال های طلاییت میمیرم.
تو فرشته منی.
مرگ قرار نیست مارو،
از هم جدا کنه.
موهای سیاهشو،
زد کنار.
دوتا سیاره همراه ابروهاش،
هنوز غرق خواب بودن.
تو فرشته ای هستی که،
از پایین زانو هام بهش نگاه میکنم.
_
ادامه دارد... .
- ۱.۰k
- ۲۹ بهمن ۱۴۰۴
دیدگاه ها (۱)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط