{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

P

P.1
_
حس سقوط کل بدنشو فرا گرفته بود.

احساس میکرد که داره سقوط میکنه،

فرشته ها اسمشو صدا میزدن.

برای همیشه و همیشه،

برای بال های طلاییت میمیرم.

تو فرشته منی.

مرگ قرار نیست مارو،

از هم جدا کنه.

موهای سیاهشو،

زد کنار.

دوتا سیاره همراه ابروهاش،

هنوز غرق خواب بودن.

تو فرشته ای هستی که،

از پایین زانو هام بهش نگاه میکنم.
_
ادامه دارد... .
دیدگاه ها (۱)

P.2_بیا بگیر این قلب برای تو.شرمنده اگه خورد شده.یه فرشته ای...

P.3_اگه قرار باشه،یکی زودتر بمیره.اون تویینه من.آره تو.نکنه ...

P.3_چند وقت گذشت و لنا با اون شماره حرف میزد.همه چیش مثل جون...

P.2_گوشیشو جواب داد.درکمال تعجب آوری صدایی آشنا شنید.-لنا؟لن...

پارت 39

"سناریو" P³ pov:اولین نگاه؟#چانگبین :یه روز معمولی توی باشگا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط