{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

شب دراغوش دیگری خوابش برد

شب دراغوش دیگری خوابش برد
شب برای فرد دیگری آهنگ خواند
شب برای فرد دیگری لبخند زد
و آن موقع بود که آن عاشق دیوانه ویران شد :)))
دیدگاه ها (۸)

نام رمان: در سایه‌ی پناهگاه شیرینپارت ۴: عطر در آشپزخانها.ت ...

Afterglow

𝑻𝒉𝒆 𝑲𝒊𝒏𝒈’𝒔 𝑨𝒓𝒕𝒊𝒔𝒕𝐏𝐚𝐫𝐭 𝟑جیمین مدت زیادی بود خانه نبود.او یکی ...

P¹⁸سوآه لبخند زد.«ما پنج نفریم.»چه‌یون لبخند زد و دستش را وس...

🍓 مشتری همیشگی 🍰پارت ۱۰ تهیونگ هنگام رفتن برگشت.«نامیرا.»«هو...

نماز شب و پاک شدن گناهیکی از پاک کننده های گناه، نماز و عباد...

#سناریو #درخواستی #اد__jennie 🌀🫙وقتی دارن باهمون حرف میزنن و...

قسمت بیست و شش

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط