{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

من میخوامت دختر عمو پارت ۲۳

من میخوامت دختر عمو پارت ۲۳

ویو فردا
جیا:بیدار شدم میخواستم برم دستشویی تق افتادم زمین زیر دلم تیر می‌کشید دست های یک نفر رو حس کردم درسته تهیونگ بود
ته:جیا چیشد یهو
جیا:هه چیشد نمیبینی هان ازت متنفرم تو باعث شدی من عذاب بکشیم تو باعث شدی من تاوان پس بدم خودت به من هیچ وقت اعتماد نداشتی الان میای کصشعر میگی که من عاشقتم عشق تو به درد من نمیخوره عوضی بزار به حال خودم باشم (داد)
ته:جیا من عاشقتم میخوام کنارم باشی میخوام وقتی عصبیم آرومم کنی وقتی مریضم کنارم نیستی که ازم مراقب کنی تا کی باید این درد عشق تو من باشه هان تا کی؟
جیا:فکر میکنی من بهت نیاز ندارم من اون شب هایی تنها بودم می‌ترسیدم کجا بودی همش باهام سرد بودی و خونه نمیومدی...جین چند بار میخواست بهم نزدیک شه اما من نزاشتم کجا بودی ها نیومدی ببینی چرا اینا رو ندیدی دست از سرم بردار...آیییییییییییی دلم(گریه)
ته:جیا حالت خوب نیست معلومه درد داری
جیا:بهم دست نزن
ته:این کارا یعنی چی؟
جیا:فکر میکنی درد من فقط دل درده نه قلبم داره از هم میپاشه

ویو جیا
دوباره خواستم بلند شم که بازم افتادم و گریه هام شدید تر شد تهیونگ بغلم کرد و برد تو اتاق خودش و منو گذاشتم روی تخت و رفت برام مسکن آورد و خوردم و خودمو جمع کردم زیر پتو گریه کردم تهیونگ اومد کنارم

ته:جیا زندگیم...

نزاشتم حرفشو ادامه بده محکم خودمو تو بغلش جا کردم و گریه کردم اونم موهامو نوازش میکرد و گردنم رو می‌میبوسید منم هق هق میزدم

ته:گریه نکن وقتی ناراحتی یا دردی داری منو دیوونه میکنی
جیا:آیییییی دلم


ویو تهیونگ
دستمو بردم زیر دلش و شروع کردم به ماساژ دادن جیا دیگه اون جیا نبود که شاد باشه و هیچ وقت گریه نکنه الان خیلی زود گریه میکنه و داد میزنه با کسی حرف نمیزنه از اتاق بیرون نمیاد

ته:میخوای باهم حرف بزنیم؟
جیا:هه درباره اینکه چرا ولم کردی
ته:تو خودت دادخواست طلاق دادی
جیا:چون میدونستم ازم خسته شدی
ته:من از عشقم خسته نمیشم یک قلب یکبار عاشق میشه و اونم تویی من متعلق به تو و تو متعلق به من برای همیشه
جیا:پس چرا...
ته:دیگه حرف اون شبو نزن اون صحنه فراموشی ساکت هیشششش
جیا:من باید برم سر کار
ته:اصلا میتونی راه بری که میخوای بری سر کار؟
جیا:نههههههه...خیلی دردم گرفت دیشب بدجنس(گریه)
ته:قراره رویا ی توماس بر آورده شه خانمم یعنی ما نباید دوباره ازدواج کنیم؟
جیا:حرفش رو نیار وسط من نمیدونم من الان فقط میخوام دل دردم خوب شه
دستم رو مثل قبلا گذاشتم داخل نیم تنه اش
جیا:آییی فشار نده تهیونگ به اندازه کافی جای دستات روشون مونده
همینطور که جیا حرف می‌زد روش خیمه زدم و لباش رو لبام قرار دادم و لباش رو لای دندون هام قرار دادم و گاز گرفتم
توماس:بابایی دالین چیکار میکنی

ویو جیا
صدای توماس اومد و با هول شدن از هم جدا شدیم
جیا:ه...هیچی پسرم بیا ببینم توماسی مامان چیکار میکنی
توماس:مامانی پس آبجی من چیشد؟
ته:آبجی رو درست کردم بابایی یه چند روز دیگه میره تو شکم مامانت
توماس:مامانی بابای داله لاست میگه؟(ذوق)
جیا:آه آره مامانی راست میگه بریم با مامانی اینا صبحانه بخوریم و منم برم سر کار
رفتیم پایین صبحانه خوردیم و من رفتم سر کار و بعدش یونا اومد دنبالم رفتیم خونه یونا یه خورده حرف بزنیم

ویو خونه یونا







ادامه دارد.....
دیدگاه ها (۱)

من میخوامت دختر عمو پارت ۲۲ویو جیارفتم حموم وقتی میرم حموم ا...

من میخوامت دختر عمو پارت ۲۱ویو جیاهوا تاریک شد و داخل همون ا...

من میخوامت دختر عمو پارت ۱۷ویو ساعت ۲ ظهر ته:از خواب بیدار ش...

من میخوامت دختر عمو پارت ۱۳ویو فردا صبح کوک:هیشش اروم برین ت...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط