غیر از غم اندوه تو ای یار نبردم

❤❤❤❤❤❤

❤❤❤❤❤❤
غیر از غم اندوه تو ای یار نبردم
بردم همه از یاد و تو رخسار نبردم

گفتند به تکرار که فراموش شوی، لیک
جز یاد تو ای عشق به افکار نبردم

بردی همه ی جان و تن و روح من اما
افسوس که از موی تو یک تار نبردم

یک عمر مرا دیدی و نادیده گرفتی
یک بار نظر از سر انکار نبردم

دردی است درون قفس سینه من که
در دل فوران کرد و به گفتار نبردم

می خواهمت ای یار سفر رفته که از یاد
یک عمر مرا بردی و یک بار نبردم
دیدگاه ها (۶)

ای دور ترین دور ترین دورترین یارباید بنویسم غزلی از غم بسیار...

ای دور ترین دور ترین دورترین یارباید بنویسم غزلی از غم بسیا...

ای دور ترین دور ترین دورترین یارباید بنویسم غزلی از غم بسیار...

...ای دور ترین دور ترین دورترین یارباید بنویسم غزلی از غم بس...

ای دور ترین دور ترین دورترین یارباید بنویسم غزلی از غم بسیار...

ای دور ترین دور ترین دورترین یارباید بنویسم غزلی از غم بسیار...

ای دور ترین دور ترین دورترین یارباید بنویسم غزلی از غم بسیا...

oo:oo#دورترین_یاار×ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ...

💔 😢 .ای ماهِ شبِ دیده ی بیدار کجاییدارم ز فراقت دل خونبار کج...

مرگ من روزى فرا خواهد رسيد..روزى از اين تلخ و شيرين روزهاروز...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط