{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

در این شهر آدمها کنار هم راه میروند بیآنکه به هم برسند

_____________________________

در این شهر، آدم‌ها کنار هم راه می‌روند بی‌آنکه به هم برسند.
لبخندها تمرین‌شده‌اند و نگاه‌ها، پیش از آن‌که عمق بگیرند، عقب می‌نشینند.
هیچ‌کس نام زخم‌هایش را بلند نمی‌گوید، و دل‌ها زیر لایه‌ای از سکوت، یخ می‌زنند.
اینجا، گرما جرم است و احساس، ضعفی پنهان؛
و من، میان این همه سرمای بی‌چهره، با قلبی که هنوز توانِ تپیدن دارد، غریبه مانده‌ام.

_____________________________
دیدگاه ها (۰)

_____________________________دلتنگیِ تو، همان تبِ خاموشی‌ست ...

_____________________________دلتنگیِ تو، شبیه زخمی‌ست که دید...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط