{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

مات شدم از رفتنت

مات شدم از رفتنت
هیچ میز شطرنجی هم در میان نبود
این وسط فقط یک دل بود
که دیگر نیست…
دیدگاه ها (۰)

گفتم ببینمش مگرم درد اشتیاقساکن شود، بدیدم و مشتاق تر شدم......

تو آن فریاد عشقی ,که بندبند وجودم به لرزه می‌اُفتد

قبل از حرف زدن دو بار فکر کن حرف‌ها میتونن یه نفرو بُکشن.

حالی واسم نمونده....

عاشق این کاپل شدم خیلی بهم میان #تابستان_بی_پایان#سیدراما

آرزو میکننم که تو این وسط ِ و در میان این همه نه و نمیشه و ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط