v m vla writer

łõvē ťımê 🕰️ võlĉa writer ✒️🇰🇷

pŧ: ⁴
&چرا میخندی

$خیلی مغز منحرفی داری تو .. بگیر بخواب بابا من چیکار به تو دارم

&ب.. باشه

(ویو صبح .. کوک)

از خواب که بیدار شدم چشمم به دختره افتاد .. خیلی ناز خوابیده بود .. این بچه ... چرا باید توی این درد سر بیوفته .. پاشدم و خیلی کوفته بود بدنم .. رفتم و تا یه دوش بگیرم .. وانو پر کف کردمو یه هدفونم گزاشتم گوشم با یه آهنگ خوبببب و ریلکس کردم.. اخیش

(ویو انیآ)
دیشبو چون خیلی خسته بودم بی توجه به موقعیت خیلی خوب و راحت خوابم برد .. ولی خودمونیما جاش خیلی راحت و نرمو گرم بود .. چشامو آروم باز کردم .. فک کنم دیگه صب شده بود
هنوز خواب آلود بودم.. یه نگاهی به اون طرفم کردم.. ولی کوک نبود .. این پسره کجا رفته .. هعی بهتر
دلم میخواست یه کاری کنم خسته کی از بدنم کامل بره بیرون .. دیدم توی اتاق حموم داره .. ولی درش بسته بود .. هوم به هرحال باید یه دوش بگیرم دیگه اینطور نیست ؟
لباسامو درااوردم..موهامو بالای سرم بستم.. میتونم بگم الان فقط شر*ت و سوت*ین تنم بود .. همین جوری داشتم برای خودم جلوی آینه مسخره بازی درمیاوردم و به هیکلم نگاه میکردم..خیلی این روزا لاغر شدم .. صدای در شنیدم .. وای چیکار کنم..با این بدن لخ*ت .. سریع در حمومو باز کردمو رفتم قایم شدم.. صدای پدر بزرگشو از توی اتاق شنیدم .. آخه برای چی باید بیاد این وقت توی اتاق ما .. ایش

+کوک..هه جین عروس گلم!

هیچ جوابی بهش ندادم..برگشتم سمت حموم و یه نفس عمیق کشیدم.. که .. که ... چییییی .. این اینجا چیکار می‌کنه ... چ. ...چرا کوک توی وان لخ*ته.. کوک همین جوری بهم خیره بود .. اومدم جیغ بزنم که سریع از توی وان اومد بیرونو چسبوندم به در و جلوی دهنمو گرفت..

(ویو کوک)
..اون دختره اینجا چیکار میکرد ... و. ..واسه چی لخ*ته ؟ هوف.. هدفونمو دراوردم .. دیدم از دست هارابوجی قایم شده .. که داره صدامون می‌کنه .. منم همین جوری ماتم برده بود بهش...وقتی برگشت سمتم... اومد جیغ بزنه...وای نه اگه الان هارابوجی صداشو بشنوه حتما شک می‌کنه .. سریعا از وان درومدم و مانع جیغ کشیدنش شدم

صدای پای هارابوجی به سمت حموم میومد .. کمر دختره رو گرفتمو از در دورش کردم .. ولی پام لیز خورد ... نفهمیدم چجوری ولی دختره هم افتاد روی من توی وان ...

(انیآ) اومد منو بکشه ولی ولی خوردیم به چیزیو هردومون باهم افتادیم توی وان...عالیه از این بهتر دیگه نمیشه
.. میتونم بگم بدن*امون کامل روی هم بود .. چ..چرا کوک انقد داغ کرده بود ..شوکه کرده بودیم .. و فقط بهم خیره شده بودیم .. اونقدری شوکه که کوک هنوز دستش روی کمر من بود ... که یه هو ..

خب چطور بود ؟😶‍🌫️ پارت بعد شرطشو کم شروع کنیم 😅 شرط: ۷ لایک و ۱۰ کامنت 🫶 لایک؟🙃
دیدگاه ها (۱۴)

łõvē ťımê 🕰️ võlĉa writer ✒️🇰🇷 pŧ: ³در باز شد .. این یکی دیگ...

łõvē ťımê 🕰️ võlĉa writer ✒️🇰🇷 pŧ :²چشامو آروم باز کردم .. س...

پارت ۴:(ویو کوک )بیدار شدم دیدم ا/ت مث جوجه ها خوابیده یاد ک...

ویو جونگ کوک: وقتی رفت گرفتم خوابیدم ویو میا: از خواب بیدار ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط