:
:
دلتنگ که شدی در من قدم بزن
مایوس که شدی در آسمان چشمانم پرواز کن؛
اگر غبار خستگی بر جانت نشست،
اشک از وجودم برگیر و گرد از دلت بشوی...
اگر صدای اندوه در رگهایت پیچید،
ناممرا آهسته صدا بزن..
من تا ابد برای اندوهِ چشمانت
پناهی امن خواهم بود.
دلتنگ که شدی در من قدم بزن
مایوس که شدی در آسمان چشمانم پرواز کن؛
اگر غبار خستگی بر جانت نشست،
اشک از وجودم برگیر و گرد از دلت بشوی...
اگر صدای اندوه در رگهایت پیچید،
ناممرا آهسته صدا بزن..
من تا ابد برای اندوهِ چشمانت
پناهی امن خواهم بود.
- ۳۴۴
- ۲۹ مرداد ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۴)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط