{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

Daddy hate part : 12

_ یه چند روزی میشد که تماس های مشکوک داشتم..پیامک های تهدید آمیز..شماره های ناشناسی که معلوم بود شماره ها از کره نیستن..
هرروز با کد تایلند شماره های ناشناسی بهم زنگ میزدن
نگران بودم از اینکه کی میتونه همچین مزاحمتی برام داشته باشه
بدتر از همه هم آنجلا به این مسئله مشکوک شده و فکر میکنه من دارم مخفی کاری میکنم از طرفی هم بخاطر وضعیتش نمیخوام چیزی بهش بگم..
 امروز قراره بریم خونه مامانم برا یه ماه آنجلا اونجا میمونه چون من یه قرداد دارم که قراره برم تایلند از اونجا هم میتونم ردی از صاحب این شماره ها و پیامک های ناشناس پیدا کنم.
_ آماده شدی؟
+ اره
_ بده من ساک تو میارم
+ نه من ساک و میارم توهم برو از بالا چمدون و بیار
_ چمدون دیگه برا چی؟؟؟
_مگه میخوای بری کجا
_ هوفف..ببین خودت دوباره میتونی با مامان بیای خونه...برا یه ماه اونجا میمونی بعدشم، هرچی نیاز داشتی میتونی بخری این همه وسایل اصلا نیازی نیس
+اه..باشه پس این ساک کافیه دیگه
_ اره باباحالا بریم؟ دیرمون شد
+ باشه..باشه فقط جیمین
_ جانم
+ دلم برات تنگ میشه میشه نری
_ آنجلا عزیزم ما که چند بار در این باره صحبت کردیم قرار شد باهم آنلاین در ارتباط باشیم دیگه
+ و هر دفعه حرفت این بود که مجبوری.. اینکه باید کنار بیام..اینکه فقط یه ماهه و..اینکه..
_ باز شروع کردی بیا بریم حوصله ندارم
+ با این حرفاش گریم گرفت
+ تو اصلا به من اهمیت میدی؟؟
+ تو منو دوس داری
_ چرا من خیلی دوست دارم
_ ولی ...من مجبورم
_ الان لحظه آخر چی رو میخوای بفهمونی هان؟؟(با داد)
+ اینکه دوسم نداری
+ اینکه باهام سرد شدی
_ اینبار نیست
+ چیه..هق..اون..تلفن های مشکوکت..هق..چین پس
_ خفه شو...فقط خفه شو
+ با این دادش خیلی ترسیدم
+ باشه..داد بزن..ولی اینو بدون
+ داشتم حرفام و میزدم که با سوزش دردی روی گونم، افتادم زمین
اون به من سیلی زد
دستم و گذاشتم جای سیلی..داغ بود
ولی برام مهم نبود..قلبم که شکسته بود، دردش بیشتر از این سیلی بوداون تابه حال منو نزده بود..ولی الان بلند شدم و با دو به سمت اتاق رفتم و در و محکم بستم
ᚐ  ᚐᚐ      ⚘️      ᚐᚐ  ᚐ
_جیمین_
من چیکار کردم لعنتی من بهش سیلی زدم
خیلی کار احمقانه ای انجام دادم، حتما ناراحتش کردم
من خیلی بی فکر بودم
عوض اینکه مراقبش باشم بهش آسیب رسوندم
ناراحتی اون مزاحم مجازی رو سر عزیزترین فرد زندگیم خالی کردم
باید به مامانم بگم این یه ماه و اون بیاد خونه ما و مراقب آنجلا باشه
از اولشم باید همینکارو میکردم
حتما دوری از خونه براش سخت بود ولی من ازش خواستم با این دو موضوع کنار بیاد
رفتم بالا خجالت میکشیدم از رفتاری که باهاش کردم ولی باید باهاش آشتی میکردم
_ناراحتی؟
_ آنجلا
_ عزیزم، من معذرت میخوام
_ خودت که میدونی من طاقت قهر کردن با هرکس دیگه ای رو دارم، اما طاقت قهر کردن با تورو ندارم
_خواهش میکنم این در و باز کن
پشت در نشستم و خیلی بی صدا گریه کردم
نمیخواستم بفهمه که دارم گریه میکنم
ᚐ  ᚐᚐ      ⚘️      ᚐᚐ  ᚐ
_آنجلا_
یعنی اون منو دیگه دوس نداره 
اگه دوس نداشته باشه و نتونه بهم بگه چیکار کنم
یا اگه دیگه ازم خسته شده باشه چی تو همین فکرای احمقانه بودم که باصدای جیمین پشت در ناراحتیم بیشتر شد
قلبم فشرده شد..
 _ناراحتی؟
_ آنجلا  
_عزیزم، من معذرت میخوام
_خودت که میدونی من طاقت قهر کردن با هرکس دیگه ای رو دارم، اما طاقت قهر کردن با تورو ندارم
_خواهش میکنم این در و باز کن
خیلی دلم میخواست در و براش باز کنم
اه لعنتی چه زود دلم به حالش سوخت
البته باید دلم به حال خودم بسوزه
ولی من باید ببخشمش
نمیخوام باهم قهرباشیم مطمئنا تو این یه ماه پشیمان میشدم
نمیتونم...باهاش آشتی میکنم
اون پدر بچمه و من دوستش دارم

های گایز اینم از پارت جدید لایک و کامنت بزارید حمایت کنید حتما روح نباشید





#چند_پارتی #جیمین #بی_تی_اس
دیدگاه ها (۹)

Daddy hate part : ۱۳

Daddy hate part : last (14)

Daddy hate part : 11

Daddy hate part : 10

your dream part : 1

وقتی دخترشو دوست نداشت 💔پارت ۳ویو اتاون بهم سیلی زد هه انتظا...

من یه چند‌ روز فعالیت نمیکنم 😖یه چند روز دیگه باز فعالیت دار...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط