روزی میرسد..
روزی میرسد..
که درهمان کافه قدیمی میز کناری ات را رزرو میکنم ..
کنارت مینشینم ..
بی انکه بدانی خوب تماشایت میکنم...
آرام ازجایم بلند میشوم....
سمت تو می آیم...
گونه ات را میبوسم به تو لبخند میزنم ...
کلاهم را سرم میگذارم واز کافه بیرون میروم ...
وتو تا سال ها
با خودت می اندیشی
که چقدر عطر آن
غریبه آشنا بود...
که درهمان کافه قدیمی میز کناری ات را رزرو میکنم ..
کنارت مینشینم ..
بی انکه بدانی خوب تماشایت میکنم...
آرام ازجایم بلند میشوم....
سمت تو می آیم...
گونه ات را میبوسم به تو لبخند میزنم ...
کلاهم را سرم میگذارم واز کافه بیرون میروم ...
وتو تا سال ها
با خودت می اندیشی
که چقدر عطر آن
غریبه آشنا بود...
- ۱۶۸
- ۰۲ مرداد ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط