{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

رمان رویای من

رمان رویای من

پارت ۱۷

دیانا، عه بسه

ارسلان، زانوت

دیانا، خوبم

ارسلان، مطمئنی

دیانا، اوهوم

ارسلان، باشه این سری داشتی میرفتی دیگه نخور تو درو دیوار

دیانا، از این حرفش کفری شدم دستمو موش کردم نفسمو فوت کردم

ارسلان، آروم من برم سر کلاس

دیانا، سریع رفت تو کلاس هوف پاشدم آروم آروم رفتم تو کلاس نشستم ته کلاس

ارسلان، دیانا چرا اونقدر پشت

دیانا، جا نیست
دیدگاه ها (۱)

رمان رویای من پارت ۱۸دیانا، استاددد😳ارسلان، چیههدیانا، بشینم...

رمان رویای من پارت ۱۹دیانا، عزیز من میدونم ارسلان، خیلی لجبا...

رمان رویای من پارت ۱۶ارسلان، البته چقدر میخوای بزگ شی دیانا،...

رمان رویای منپارت ۱۵دیانا، دوباره نشستم روی صندلیارسلان، یکم...

My professor Chapter:2Part:90زمان حال| سئولهنوزم به یه نقطه ...

#in_your_eyespart_79ویو کوکهمونجوری روی صندلی ته راهرو نشسته...

پارت دهم..................

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط