{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

اسم فیک عشق رویایی

اسم فیک :عشق رویایی

ویو شب

_داخل مخل اقامتم داشتم یه سری نامه ها که از پادشاه روم برام فرستاده شده بود رو بررسی میکردم که یهو در به صدا در آمد

_بیا تو

=منم پسرم

_خوش آمدی ملکه مادر چیزی میخواستی ؟

=امم. پسرم خب راستش

_حرفت رو رک بگو من اونقدراهم بیکار نیستم کلی کار دارم حتما. موضوع مهمی هست که این وقت شب آمدی اینجا

=میدونم چون که مادر خونیت نیستم. از من خوشت نمیاد اما این چیزی که میگم به سود پادشاه و همه ی ماست

_و اون چیز چیه.( در حالی داشت با ملکه مادر حرف میزد که برگه ها دستش بودند)

=نمیدونم درباره ی این موضوع شنیدی یا نه اما قبلا دور از حکومت( چوسانی ها.) 😁 )پادشاه قبلیشون ) آقای سان

اونم به دلیل اینکه هیچ دختری مد نظرش نبود. برده شد پیشه پیشگو. .

_و‌آن پیشگو چیکار کرد ؟

=آن پیشگو. ملکه آینده کشور را در هر نقطه ای که باشد پیدا خواهد کرد و به سوی پادشاه اورده میشود.

_نصفه شب منو نخدون لطفا

=خواهش میکنم سرورم شما که نمیخواید نسل جئون ها از ریشه منقرض شود
همین یک بار به حرفم گوش دهید اگر جوابگو نبود اونوقت هرکاری دوس دارید انجام دهید

_ععع باشه اما الان وقتش نیست

=اگر الان وقتش نیست پس کی ؟

_خیلی خب

=دنبال من بیاید سرورم

ده مین بعد

_محلی که در آن زندگی میکند اینجاست

=بله

_محل عجیبیه( با تعجب )

=خب دیگه پیشگوها در جایی مانند متروکه زندگی میکنند که تاریک است و وسط این تاریکی فقط چندتا شمع وجود دارد

_آها

=رفتم جلو و چندباری محکم در زدم

=پیشگو پیشگو پیشگو

علامت پیشگو &

*ناخود آگاه در باز شد. اما کسی در را باز نکرد و این میشد گفت یجورایی ترسناک هست ‌ .

وارد خانه شدند نه هیچ پنجره ای نه هیچ چیز ذینتی. ونه هیچ چیز جالبی در آنجا وجود نداشت که بتوانند اسمش را خانه بذارند فقط چندتا شمع دور یک میز بود همین کافی بود تا علامتی باشد که باید در آنجا بشینند

=بریم بشینیم آنجا سرورم. (اشاره به میز )


_باشه اما امیدوارم خرافاتی نشده باشی ملکه مادر

رفتند و دور میز نشستند

&درود پادشاه از دیدنتون خوشبختم فک نمیکردم یه روزی شمارو اینجا ببینم.

_من وقت کافی ندارم بهتره برای آن کاری که اومدیم تمرکز داشته باشیم

&خیلی خب عده زیادی هستن که به دلیل های مختلف اینجا رفت و آمد دارند علت شما ممکنه چی باشه ؟

_میخوام ببینم میتونی همسر آینده ام رو تعیین کنی ؟

&اوه پس به این دلیل آمدید.

_آره

&خب برای انجام این کار شما باید با آن فرد یجوری ارتباط برقرار کنید از هر راهی که میخواهد باشد اما این کار باید در تنهایی انجام شود

=پس من بیرون منتظر میمانم پیشگو

&آره بیرون باش تا چند لحظه دیگه منم میام

=باش

)ملکه مادر و پیشگو باهم دوستند و پیشگو قدرتی داره که میتونه بدون اینکه تلاش کنه فردی را بکشه یا در را باز کند )


&خب سرورم این یک گوی جادویی رنگ بنفش هست که به آن گوی سرنوشت ساز هم میگویند استفاده از آن به این صورت هست که باید دستت را روی گوی بزاری چشمات رو ببندی و بعد هر دختر و هرچیزی راجب آن دختر را دیدی یعنی اون ملکه این سرزمینه.

_باش

&منم میرم تا در تنهایی این کار را انجام دهید

_تمام حرفایی که پیشگو گفت رو انجام دادم ناگهان یه تصویر خفیفی دیده شد

چهره آن دختر مشخص نبود اما مثل اینکه روبه روی پنجر وایساده بود و به ماه خیره شد

یدفعه ......


پارت ۵
دیدگاه ها (۰)

اسم فیک :عشق رویایی +با صدای گنجشکانی که داشتن آواز میخوندن ...

اسم فیک :عشق رویایی. _سرم را بر روی بالشت پشمیم گذاشتم و اند...

ادامه پارت ویسکون نگذاسته بود بزارمفلش بک به خونه‌ی مادر تهی...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط