قلب های مرده ادامه پارت

قلب های مُرده ادامه پارت ¹

انگشتش رو ول کردم و یه لقمه غذا گذاشم تو دهنم که یهو با کسی که پشت سر سئوهیون دیدم غذا پرید تو گلوم و سرفه کردم
سئوهیون داشت میزد پشتم که خفه نشم
آخه اون اینجا چیکار میکنه؟اون که همیشه از جاهای شلوغ متنفر بود حالا اومده بوفه؟؟
همش درحال سرفه به ...تیونهگ نگاه میکردم...

سئوهیون خواست به پشت سرش نگاه کنه که سریع با دوتا دستام صورتش رو قاب گرفتم و نزاشتم
سئوهیون:ا.ت چیکار میکنی
ا.ت:هیچی فقط- فقطططط...هی رژ جدید زدی؟؟
سئوهیون:ا.ت من اصلا رژ نمیزنم!!
تو این حال بودیم که چشمم به تهیونگ افتاد که اون هم داشت به من نگاه میکرد و چشم تو چشم شدیم...چشماش...مثل مرواریدن،فکر کنم بی نقص‌ترین چشمی بوده که بهش زل زدم...
سئوهیون:ا.ت با تواممم
به خودم اومدم، وای دارم چیکار میکنم
تیونهگ سریع اومد سر میز ما و یه صندلی از میز بغلی مثل آب خوردن کش رفت و یه دستی صندلی رو گذاشت کنار من و نشست
وای نه نه نه...
دیدگاه ها (۰)

قلب های مُرده  پارت ²وای نه نه نه...سئوهیون با تعجبی که اگه ...

ادامه پارت ۲چند سانتی متر اومد جلوتر، به چشماش زل زدم...حالت...

قلب های مُرده پارت ¹اولین روز مدرسه بعد از کریسمس مثل همیشه ...

جانگ ا.ت...همه فکر میکنن من یه دختر شاد با روحیه لطفیم و دور...

پارت ۳ غریبه مافیا

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط