{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

THE NAME...

THE NAME...
دنیای ابی من
PART...
دوم(۲)
💙✨...
راوی:
نور خورشید صورتش رو نوازش میکنه .
به بدنش کش و قوسی میده که موبایلش زنگ میخوره.
_بله؟
_...
_چی ؟ استری کیدز ؟؟؟
_...
_بله الان راه میوفتم!
موبایل رو سریعا قطع کرد و حاضر شد.
موتور برادرش که واسه این هفته ازش قرض گرفته بود رو برداشت و سریعا خودش رو به کمپانی جی وای پی رسوند.
خبری که شنیده بود حسابی شوکش کرده بود.
نمیدونست چی کار کنه و فقط کاری که پشت تلفن بهش گفته بودن رو انجام میداد.
عرق کرده بود استرس داشت ، نفسش نامنظم بود و ناخودآگاه سریع پلک میزد.
در اسانسور که باز شد مردی با قد متوسط با پلیور ابی و شلوار لی با کارت منیجری دور گردنش دید.
مرد تعظيم کوتاهی کرد و گفت:
_منتظرتون بودم خانم جئون.
_شما؟
_منیجر استری کیدز هستم امروز باهم تلفن صحبت کردیم.
_ اهان بله!
مرد با نگاهی کنجکاو از سر تا پای جانگ می رو برنداز کرد.
_نامه رو نخوندین؟
_هاع؟ اهان نه فراموش کردم .
خنده ضایعی کرد و سرخ شد. سرش رو پایین انداخت و با سوئیچ موتور شروع کرد به ور رفتن .
_خب جرا الان نمیخونیدش؟
یک لحظه دست وپاش رو گم کرد و سوئیچ از دستش افتاد.
_اممم...ا..الان میخونم.
سوئیچ رو برداشت و نامه رو از توی جیب پالتوش برداشت.
به اندازه پنج طبقه فرست داشت تا اون نامه رو بخونه.
کار سختی نبود. چون نامه خلاصه میشد تو حرف های منیجر.
پس فقط جاهایی که توی مکامله های امروز نبود رو خوند.
در باز شد.
طبقه اخر.
طبقه ای که ورودش برای کاراموز ها و افراد متفرقه ممنوع بود.
یه جورایی حتی اگه میخواستن هم نمیتونستن وارد بشن ،چون باید کلید های دیجیتالی مخصوص برای رفتن به اون طبقه داشته باشی.
پشت منیجر از اسانسور پیاده شد و به طرف اخرین اتاق توی راهرو سمت چپ رفتن.
تابلویی که روی اون نوشته بود مدیریت از اول راهرو قابل خوندن بود.
پشت در وایستادن با باز شدن در چشماش رو بست که باد گرمی صورتشون رو لمس کرد.
چشماش رو باز کرد.
جی وای پارک و هشت نفر دیگه تو اون اتاق بودن.
نفس عمیقی کشید و وارد شد تعظیمی کرد و وارد اتاق شد.
تلاش می کرد قدماش محکم و استوار باشه اما لرزش دستاش استرسش رو کامل نشون میداد.
_جانگ می،دخترم،نامه رو خوندی؟
_بله
_خب پس احتیاجی به توضیح نیست ؛ درسته.
نگاهی نا مطمئن به جی وای پارک انداخت و لباش رو گاز گرفت.
جی وای پارک از طرز رفتار جانگ می خندید و گفت:
_همونطور که هم تو نامه بود هم منیجر گفت ...
💙✨...
خماری بکشیدددد😌
💙✨ ...
#دنیای_ابی_من
@w.h.s.scenario.2025
دیدگاه ها (۰)

درخواستی هاتون رو برام اینجا بنویسید 🩷✨فهرست 🩷✨1_My white ro...

اینم بعدش

𝒩𝘢𝘮𝘦 𝒩𝘰𝘷𝘦𝘭 : 𝘛𝘩𝘦 𝘗𝘳𝘪𝘤𝘦 𝘖𝘧 𝘛𝘳𝘶𝘵𝘩𝒫𝘢𝘳𝘵 : 𝟭𝟲- چطوره بجاش دوتایی ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط