{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

The Boss Savage

The Boss Savage
part4
کمی جابه جا شد و سعی کرد با فاصله دادن کمر عرق کرده اش از پشت صندلی کمی اون رو خنک کنه.
نامجون: ما برای هر زهر یک پادزهر هم داریم که برای مقابله با زهر ساخته میشه ساختار پادزهر از خود زهر گرفته میشه و با کمی دست کاری تو ژن و یاخته های سازنده ی زهر اون رو علیه خودش استفاده می کنیم اما این کار محدودیت خاص خودش رو داره... مثل باتری اگر زیاد شارژ شه چی میشه؟
یونگی : منفجر میشه.
نامجون : دقیقا! پادزهر هم مثل باتری عمل میکنه باید در دوز های خیلی کمی از اون پادزهر استفاده بشه اما اگر دوز های پادزهر زیاد بشن ما یه سم کشنده تری از زهری که پادزهر براش ساخته شده خوهیم داشت. حالا یکی اومده خود زهر و پادزهر ترکیب کرده و یک ماده جدید و قوی تر از سیانور رو تولید کرده....
برای پایان دادن به بحث و برداشتن نگاه های خیره از روی خودش با انگشت شصتش عرق گوشه ی ابروش رو نامحسوس پاک کرد و به سمت یونگی برگشت و ناگهانی پرسید:
نامجون: کسایی که اولیور باهاشون معامله کرده چی؟ اونارو تونستین شناسایی کنید؟


یونگی:تمامی معاملاتی که خبرش به ما رسیده جلوگیری شده از انجامشون ولی توی اخرین معامله ی گزارش شده وقتی اونجا رسیدیم با این تتو ها روی یه سری افراد مواجه شدیم.

یونگی بعد از نیم نگاهی به جونگکوک دوباره با لمس کردن صفحه ی پشت سرش عکس های کنار هم قرار گرفته ای رو باز کرد.....
با دیدن اون تصاویر اشنا خون تو رگ هاش منجمد شدو ناخوداگاه انگشت هاش رو به دور بطری آب داخل دستش که قصد باز کردنش رو داشت محکم کرد.
فرمانده با نگاهی خشک به سمت جونگکوکی برگشت که احساس میکرد نفس هاش داخل گلوش گیر کرده و بالا نمیاد.
جو اتاق سنگین شده بود که با صحبت کردن فرمانده ی دیگه ای از بخش مبارزه با قاچاق مواد جو اتاق کمی فقط کمی به حالت عادی برگشت:
Black Diamond این احیانا علامت مافیای
یونگی سری تکون داد و با نگاه زیر چشمی به جونگکوک که این دفعه عکس دیگه ای رو باز کرد:
یونگی: پارک هایجین/پارک ا.ت رئیس بزرگ ترین باند قاچاق اسلحه ملیت کره ای 32 ساله هیچ اطلاعاتی از خانواده ای وجود نداره به شدت ادم بی پروا و در عین حال محتاطیه. تا الان هزاران بار تا دم دستگیرش پیشرفتیم اما با زیرکی تمام از زیر تمام اتهاماتش در رفته یه جورایی عاشق بازی کردنه بهت مدرک میده ولی مدرکی خودش بخواد تا به راحتی بتونه زیر همه چی بزنه حتی تا الان هرچی جاسوس داشتیم توی باندش شناسایی کرده بر عکس تفکر همه نه اونها رو کشته و نه زیر شکنجه انداخته میزاره جاسوس های ما به راحتی داخل عمارت بزرگش چرخ بزنن و به
کارشون برسن اما اطلاعاتی که برای ما میفرستن حتی نمیتونه چارک هایجین رو چند ساعت داخل بازداشگاه بندازه چه برسه به حبس ابد یا اعدام.... اون کار های عادی انجام میده مثل خیلی از ادم های پولدار دیگه مهمونی میگیره و مهمونی میره از زیر پرداخت مالیات فرار میکنه پارتی های خودش رو توی کل دولت کره و بقیه ی دولت ها داره و کار های دیگه.... در کل تا پای چشمه میبره ولی تشنه بر میگردونه...

نفس های سنگین شده اش رو بیرون داد و در تلاش برای عادی نشون دادن خودش پرسید:

+خب! پس چرا برای دستگیرش اقدام نمی کنید؟
یونگی جلو اومد و با تکیه دادن دو دستش به سطح سرد میز طولانی جلسات خم شد و روبه جونگکوک گفت:

یونگی : خب! ما فقط میدونیم که این تتو علامت باند اونه ولی هیچ راهی برای اثباتش نیست...
جین گیج شده سری تکون داد و کلافه پرسید:

جین : منظورت جیه که هیچ راهی واسه اثباتش نیست؟
یونگی: امروزه همه ی ادما علاقه ی زیادی به تتو زدن دارن...



به جونگکوک اشاره کرد و با نگاه زیر چشمی به دست راست پسر ادامه داد و چشم غره ی ریز مرد کوچکتر رو به جون خرید:

یونگی: نمونه اش سرگرد جئون! پس بنابر این چون این تتوها شبیه باند اون هستش ما نمی تونیم بگیم اینها جزوی از افراد اون باند هستن در حالی که هیچ یک از افرادی که توی خونه ی پارک کار میکنن یه همچین تتوی رو ندارن این و اقای کیم میدونن.......

ستوان کیم سرش رو به معنای تایید حرف های یونگی تکون داد و خودش بحث و باز تر کرد:
ستوان کیم: درسته! ما هیچ مدرکی بر اینکه این تتو ها مال باند اون هست نداریم و فقط صرفا به خاطر اینکه این تتو یه الماس سیاه رنگه این حرف میزنیم....
فرمانده با دقت سرش رو تکون داد و با خم شدن روی میز دست هاش رو ستوان کرد و بعد از کمی مکث و سکوت داخل اتاق گفت:
دیدگاه ها (۳)

یه نظرسنجی درمورد فیک 👇 اسمات باشه یا نه؟؟واقعا بگید بنویسمم...

The Boss Savagepart3 یونگی: " اولیور بارنز" یه دو رگه آسیایی...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط