فیک مافیایعاشق
فیک : مافیایـــــعاشقــــــ🤍
««پارت دو»»
(جیمین یه چتر برداشته بود)
جیمین از دور ا.ت رو زیر بارون دید و ا.ت با نگاهی آروم به جیمین نگاه کرد.
به هم رسیدن و جیمین گفت: ببخشید خانم من شمارو یه جا دیدم؟
ا.ت: من شمارو ندیدم ولی اگه شما منو دیدی خوشبختم
جیمین: (کمی خنده) من هم خوشبختم،بریم روی صندلی روبهرو بشینیم؟
ا.ت: ام......باشه!
(هر دو رفتن و روی صندلی نشستن،جیمین و ا.ت بیشتر با هم آشنا شدم و الان باهم دردودل کردن)
جیمین:آخرش همه چی رو تموم میکنم.
ا.ت: نه اجازه نمیدم!بهت نمیخوره آدم مشهوری مثل تو اینو بگه!
جیمین:بعضی آدما نقش بازی میکنن جلو بقیه ولی تو تنهایی حالشون خیلی بده
ا.ت:الان حال تو بده؟
جیمین: مهمه!
ا.ت: ام.....خب میخوام بدونم
جیمین: خب نه،حال من مهم نیس
ا.ت:میتونم کمکت کنم؟من باید سریع برم خونه!
جیمین: ممنون،میرسونمت
ا.ت: نه ممنون خودم میرم.
( ماشین اومد روبهروی اونها ایستاد جیمین دست ا.ت رو گرفت و سوار ماشین کرد و گوشیشو داد بهش )
جیمین: فردا میام دنبالت،شمارتم بزن
ا.ت: نه ممنون............با..شه...
جیمین:میام دنبالت!
(ا.ت سکوت کرد و شمارشو زد و رسید به خونش،با جیمین خدافضی کرد)
{جیمین زیر لب گفت: من عشق در نگاه اول اعتقاد دارم و به خونه برگشت}
«پایان پارت دو»
✨امیدوارم خوشتون بیاد✨
««پارت دو»»
(جیمین یه چتر برداشته بود)
جیمین از دور ا.ت رو زیر بارون دید و ا.ت با نگاهی آروم به جیمین نگاه کرد.
به هم رسیدن و جیمین گفت: ببخشید خانم من شمارو یه جا دیدم؟
ا.ت: من شمارو ندیدم ولی اگه شما منو دیدی خوشبختم
جیمین: (کمی خنده) من هم خوشبختم،بریم روی صندلی روبهرو بشینیم؟
ا.ت: ام......باشه!
(هر دو رفتن و روی صندلی نشستن،جیمین و ا.ت بیشتر با هم آشنا شدم و الان باهم دردودل کردن)
جیمین:آخرش همه چی رو تموم میکنم.
ا.ت: نه اجازه نمیدم!بهت نمیخوره آدم مشهوری مثل تو اینو بگه!
جیمین:بعضی آدما نقش بازی میکنن جلو بقیه ولی تو تنهایی حالشون خیلی بده
ا.ت:الان حال تو بده؟
جیمین: مهمه!
ا.ت: ام.....خب میخوام بدونم
جیمین: خب نه،حال من مهم نیس
ا.ت:میتونم کمکت کنم؟من باید سریع برم خونه!
جیمین: ممنون،میرسونمت
ا.ت: نه ممنون خودم میرم.
( ماشین اومد روبهروی اونها ایستاد جیمین دست ا.ت رو گرفت و سوار ماشین کرد و گوشیشو داد بهش )
جیمین: فردا میام دنبالت،شمارتم بزن
ا.ت: نه ممنون............با..شه...
جیمین:میام دنبالت!
(ا.ت سکوت کرد و شمارشو زد و رسید به خونش،با جیمین خدافضی کرد)
{جیمین زیر لب گفت: من عشق در نگاه اول اعتقاد دارم و به خونه برگشت}
«پایان پارت دو»
✨امیدوارم خوشتون بیاد✨
- ۲.۴k
- ۱۸ تیر ۱۴۰۴
دیدگاه ها (۸)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط