{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

خانه ی قلبم خراب از یکه تازی های توست

خانه ی قلبم خراب از یکّه تازی های توست
عشق بازی کن که وقت عشق بازی های توست

چشم خون، حال پریشان، قلب غمگین، جان مست
کودکم! دستم پر از اسباب بازی های توست

تا دل مشتاق من محتاج عاشق بودن است
دلبری کردن یکی از بی نیازی های توست

قصّه ی شیرین نیفتاده است هرگز اتفاق
هرچه هست ای عشق از افسانه سازی های توست

میهمان خسته ای داری در آغوشش بگیر
امشب ای آتش، شب مهمان نوازی های توست...

#خاصترین
دیدگاه ها (۰)

‍ شکیب امنیت دستانت راحصار کن دورِ بودنِ ناصبورمو از نگاه خس...

هوای چشم های من کمی تا قسمتی ابری استولی چندی است از باران ب...

چشمی اگر به سیب و به حوا نداشتمآدم نبودم و غم دنیا نداشتم حا...

آغلاما سوس آغلاما عمروم...#خاصترین

لذت عشق به این است که اظهار شودحسّ زیبای تو حیف است که انکار...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط