{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

چشمی اگر به سیب و به حوا نداشتم

چشمی اگر به سیب و به حوا نداشتم
آدم نبودم و غم دنیا نداشتم

حالا تو را ندارم و امید مانده است
ای کاش امید داشتنت را نداشتم

با بی کسی گرفته ام انس و کسی دگر
یادم نمانده داشته ام یا نداشتم

ای سرزمین سوخته مانند مهر تو
در آسمان هیچ دلی جا نداشتم

دنیا، بهشت یا چه بگویم چه بوده است
چیزی که هیچ وقت من آن را نداشتم

#خاصترین
دیدگاه ها (۰)

خانه ی قلبم خراب از یکّه تازی های توستعشق بازی کن که وقت عشق...

‍ شکیب امنیت دستانت راحصار کن دورِ بودنِ ناصبورمو از نگاه خس...

آغلاما سوس آغلاما عمروم...#خاصترین

توی این روزهای سخت چه خوبه که کنارم هستین...فندقهای دایی دوم...

اسم رمان《 چشم های بی انتها 》پارت ۳باد از هر طرف میوزید اسمان...

«برای رزالین» تاریکی اتاق انگار نور امیدش را ربوده بود. خسته...

پارت ۱۹ایتاچی از خدا خواست، تنها کسی که در لحظه ی اخر به ذهن...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط