p8
جونگکوک:گریه نکن وگرنه واقعا به فاکت میدم.
جونگکوک منتظر شد وقتی هنوز چشمان خیس آرا رو دید ، گفت:هنوزم
گریه میکنی
ناگهان آرا رو براید استایل بغل کرد و به حمام برد و آب گرم رو باز کرد و آرا رو جلو هل داد. آرا فقط ایستاد و آروم هق هق کرد ، جونگکوک پشت سرش قرار گرفت و آروم آرا رو به سینه اش چسبوند.
جونگکوک در گوش آرا زمزمه کرد:گریه نکن.
آرا چشماشو آروم بست و بازم هق هق هاش ساکت نشد. بعد از حمام جونگکوک حوله پوشید و آرا رو خشک کرد و آوردش بیرون . روی تخت گذاشتش و رفت سمت کمدش و پیرهنی یعقه باز با شلواری مشکی پوشید ، سپس به تخت برگشت و روی آرا خیمه زد و دستش رو بین پ/ای آرا کشید که آرا از درد هیس کشید.
آرا:بهم دست نزن.
جونگکوک با لحن طعنه امیز گفت:درد داره؟چه بد
آرا:عوضی، وقتی از اینجا برم حقم رو میگیرم ، تو دردسر بزرگی میوفتی ، جئون.
جونگکوک انگشتش رو دا/خل آرا فرو کرد و گفت:مطمئنی ازم شکایت میکنی؟یکم دیگه زر بزن ببین چی میشه..واقعا میری بخاطر چیزی که حق گرفتنش رو دارم شکایت کنی؟
آرا:حقشو داری؟دشمن برای آزار دادن هر غلطی میکنه ، تو هم همینطوری
جونگکوک:من حق دارم که هرطور بخوام لمست کنم ، فکر کردی دشمن ها هر غلطی انجام میدن..
آرا نه گذاشت نه برداشت یهو به جونگکوک سیلی زد و بلند شد ، با اینکه هنوز درد داشت سعی کردم خودشو به در برسونه اما جونگکوک گرفتش و کشیدش سمت تخت و گفت:فکر کردی فرارکردن یه انتخابه؟
آرا:ولم کن..بلاخره که فرار میکنم..
جونگکوک آرا رو چسبوند به زمین و روش خیمه زد و کمربندش رو برداشت و مچ های آرا رو محکم بست ، آرا:نه..لعنتی..
جونگکوک در گوش آرا زمزمه کرد:چه غيرمنتظره، خیلی خوب بسته شدی نه؟ با آدم خطرناکی مثه من گیر افتادی
آرا چشماشو بست و آب دهنش رو سخت قورت دادم و روشو برگردوند و گفت:جونگکوک بذار برم..خودت که بهتر میدونی کارایی که باهام کردی چه جرمی داره.
جونگکوک نگاهشو دزدید و خندهای تلخ کرد و بعد موهای آرا رو گرفت سرشو سمت خودش برگردوند و گفت:این تج/اوز نیس وقتی به من تعلق داری ، و ربودن تو؟
آرا:من بهت تعلق ندارم ، من برده نیستم..باشه دشمنیم اما تا کی میخوای ادامه بدی؟
جونگکوک درحالی که بین پاهای آرا رو لمس میکرد ، در گوشش گفت:چه دشمنم باشی چه نه ، تا وقتی خودم ازت خسته بشم ادامه میدم..حداقل تا زمانی که باردارت کنم
سپس گردن آرا رو گاز گرفت و کیس مارک خشنی روی گردنش گذاشت ، آرا:نه..نکن..بذار برم..
جونگکوک منتظر شد وقتی هنوز چشمان خیس آرا رو دید ، گفت:هنوزم
گریه میکنی
ناگهان آرا رو براید استایل بغل کرد و به حمام برد و آب گرم رو باز کرد و آرا رو جلو هل داد. آرا فقط ایستاد و آروم هق هق کرد ، جونگکوک پشت سرش قرار گرفت و آروم آرا رو به سینه اش چسبوند.
جونگکوک در گوش آرا زمزمه کرد:گریه نکن.
آرا چشماشو آروم بست و بازم هق هق هاش ساکت نشد. بعد از حمام جونگکوک حوله پوشید و آرا رو خشک کرد و آوردش بیرون . روی تخت گذاشتش و رفت سمت کمدش و پیرهنی یعقه باز با شلواری مشکی پوشید ، سپس به تخت برگشت و روی آرا خیمه زد و دستش رو بین پ/ای آرا کشید که آرا از درد هیس کشید.
آرا:بهم دست نزن.
جونگکوک با لحن طعنه امیز گفت:درد داره؟چه بد
آرا:عوضی، وقتی از اینجا برم حقم رو میگیرم ، تو دردسر بزرگی میوفتی ، جئون.
جونگکوک انگشتش رو دا/خل آرا فرو کرد و گفت:مطمئنی ازم شکایت میکنی؟یکم دیگه زر بزن ببین چی میشه..واقعا میری بخاطر چیزی که حق گرفتنش رو دارم شکایت کنی؟
آرا:حقشو داری؟دشمن برای آزار دادن هر غلطی میکنه ، تو هم همینطوری
جونگکوک:من حق دارم که هرطور بخوام لمست کنم ، فکر کردی دشمن ها هر غلطی انجام میدن..
آرا نه گذاشت نه برداشت یهو به جونگکوک سیلی زد و بلند شد ، با اینکه هنوز درد داشت سعی کردم خودشو به در برسونه اما جونگکوک گرفتش و کشیدش سمت تخت و گفت:فکر کردی فرارکردن یه انتخابه؟
آرا:ولم کن..بلاخره که فرار میکنم..
جونگکوک آرا رو چسبوند به زمین و روش خیمه زد و کمربندش رو برداشت و مچ های آرا رو محکم بست ، آرا:نه..لعنتی..
جونگکوک در گوش آرا زمزمه کرد:چه غيرمنتظره، خیلی خوب بسته شدی نه؟ با آدم خطرناکی مثه من گیر افتادی
آرا چشماشو بست و آب دهنش رو سخت قورت دادم و روشو برگردوند و گفت:جونگکوک بذار برم..خودت که بهتر میدونی کارایی که باهام کردی چه جرمی داره.
جونگکوک نگاهشو دزدید و خندهای تلخ کرد و بعد موهای آرا رو گرفت سرشو سمت خودش برگردوند و گفت:این تج/اوز نیس وقتی به من تعلق داری ، و ربودن تو؟
آرا:من بهت تعلق ندارم ، من برده نیستم..باشه دشمنیم اما تا کی میخوای ادامه بدی؟
جونگکوک درحالی که بین پاهای آرا رو لمس میکرد ، در گوشش گفت:چه دشمنم باشی چه نه ، تا وقتی خودم ازت خسته بشم ادامه میدم..حداقل تا زمانی که باردارت کنم
سپس گردن آرا رو گاز گرفت و کیس مارک خشنی روی گردنش گذاشت ، آرا:نه..نکن..بذار برم..
- ۲.۸k
- ۰۷ اسفند ۱۴۰۴
دیدگاه ها (۳۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط