{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

چندپارتی

چندپارتی☆
درخواستی~

P.1

کارهاش زیاد شده بود

و به دخترکش توجه نمیکرد

میکرد ، ولی نه اونقدر که دختر بهش نیاز داشت

امشب وقتی از سرکار برگشت خونه

حتا بهش نگاه نکرد

و ذوق دختر رو کور کرد:

_سلام چاگیا

با ذوق رفت سمتش ولی جونگکوک

حتا نگاهش نکرد و بدون توجه به دخترکش

وارد اتاق شد

ات از رفتارش شوکه شد

درسته شب های دیگه هم بهش کم توجهی میکرد ولی امشب فرق میکرد

پیش قدم شد تا ببینه چیشده که جونگکوک اینطوری شده

رفت توی اتاق و اروم درو بست

جونگکوک که درحال عوض کردن لباس بود

لحظه ای مکث کرد

و بعد به کارش ادامه داد

ات روی تخت نشست و اروم لب زد :

_جونگکوکا ...خسته ای مگه نه

جونگکوک بدون نگاه کردن بهش لب زد :

_ات میخوام بخوابم

دوباره ات با همون لحن اروم و بدون دعوا لب زد :

_باشه ولی اول یک چیز ازت بپرسم

_بزارش برای فردا

دختر که کم کم داشت عصبی میشد

دیگه چیزی نگفت چون مطمئن بود اگه ادامه بده

دعوا میکنن باهم ...پس فقط لب زد :

_باشه میزارمش برای فردا

بعد روی تخت دراز کشید ...

ادامه دارد...
دیدگاه ها (۸)

دو☆شاتیدرخواستی>>>P.2_خب ات سریع پیاده شو تا جونگکوک قوقا نک...

دو☆شاتیدرخواستی>>>P.1ات دختری زیبا ، خاص، موهای طلایی رنگ و ...

چندپارتی☆درخواستی>>>p.5هفته ها گذشت پسر با دختر خوب بود و سع...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط